خلاصه داستان
ازسرنوشت - فصل3 - قسمت6 : آرزو برای سهراب همه چیو تعریف میکند و میگه اوایل خوب بودیم اما غم غربت گرفتش و تو الکل غرق شد، از پس زندگی و خرجش برنمیومد جوری که ترجیح میداد تو الکل غرق بشه. سهراب میپرسه به خاطر همین اعتیاد به الکلش جدا شدین؟ آرزو میگه نه یک روز.....

دیدگاه‌ها