خلاصه داستان
بچه مهندس2 - قسمت26 ،محمد و زینب برای خرید وسایل عروسی به بیرون رفتند و آقا اسماعیل دعوت نامه های عروسی را آماده کرده.آقا اسماعیل از جواد و محمد میخواهد تا دعوت نامه ی منیره ی جاهد را به دستش برسانند آنها آماده شده و به سوی خانه ی جاهد میروند و وقتی میرسند میبینند که مانی در خانه تنها است آنها به داخل خانه میروند و میبینند مانی بسیار تغییر کرده بچه شلوغ و عجیب.مانی میگوید که...

دیدگاه‌ها