خلاصه داستان
بچه مهندس2 - قسمت15، جواد بابت کتاب ها از خانواده ی عباسی تشکر می کند و هدیه را به مژگان میدهد اما سارا با تعجب میپرسد کدام کتاب ها و جواد میفهمد که آن کتاب ها را آنها برای او نفرستاده اند و بعد جواد به خانوم عباسی میگوید که سرقولش هست که آنها در هجده سالگی ازدواج کنند اما خانوم عباسی عصبانی شده و او را از خانه اش بیرون میکند مژگان هم گردنبند را به جواد پس میدهد جواد به پرورشگاه برگشته و ....

دیدگاه‌ها