خلاصه داستان
بچه مهندس2 - قسمت25 ، گلچهره به پرورشگاه زنگ زده اما جواد آنجا نیست و ژاله میداند که جواد به دیدن مامان صدیقه اش رفته و او نیز به قبرستان رفته و به زندان زنگ زده و جواد و گلچهره باهم صحبت میکنند. نامادری رسول به دیدن رسول آمده و از او عذر خواهی میکند و میگوید پدرش مرده و از رسول میخواهد تا به او فرصتی بدهد تا برای او مادری کند اما رسول میگوید ...

دیدگاه‌ها