خوب

سریال پایتخت 2 قسمت آخر
خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت آخر
در سریال پایتخت 2 قسمت آخر بعد از اینکه خانواده معمولی به قشم رسیدند نقی گنبد و گلدسته را نصب می کند و کاری که برای آن به قشم آمده بودند به خوبی هرچه تمام تر انجام می شود در ادامه خانم فدوی برای اینکه باید برای پیوند کلیه برادرش هرچه زود تر به تهران برود بلیت هواپیما گرفته و با خانواده معمولی به تهران برنمیگردد.
روز بعد ناخدا ماشینش را به خانواده معمولی می دهد تا با آن به جزیره ناز برن، زمانی که به آنجا می رسند هما به نقی می گوید که بخاطر این همه اصراری که ارسطو کرده شعله را برایش خواستگاری کنیم که نقی در ابتدا مخالف بود ولی با اصرار هما راضی میشه که این کار را برای ارسطو انجام دهند.
در حالی که داشتن بازی جرات حقیقت میکردن سوال هایی از یکدیگر می پرسیدن که راز ها و حرف های ناگفته زیادی را بر ملا می کرد. زمانی که نوبت به ارسطو رسید نقی از او راجب موبایل خانم فدوی پرسید و باید او حقیقت ماجرا را تعریف کرد و گفت که موبایل خانم فدوی در دریا افتاد و برای جبرانش یک موبایل دیگر خریدن که نقی دختر هایش را فرستاد تا موبایل از ماشین بیارن که دیدن بخاطر جذر و مد ماشین در آب فرو رفته و سریع به نقی و بقییه خبر دادن زمانی که آنها به ماشین رسیدن مدارک مهم را از ماشین خارج کردن و صبر کردن که آب پایین بره تا ماشین را بتونن در بیارن تا در این زمان شعله نظرش را راجب ارسطو گفت و گفت که در حال حاضر شرایط ازدواج را ندارد و این فصل از سریال پایتخت با کلی صحنه های طنر و خانوادگی که داشت به پایان رسید.

خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت آخر
در سریال پایتخت 2 قسمت آخر بعد از اینکه خانواده معمولی به قشم رسیدند نقی گنبد و گلدسته را نصب می کند و کاری که برای آن به قشم آمده بودند به خوبی هرچه تمام تر انجام می شود در ادامه خانم فدوی برای اینکه باید برای پیوند کلیه برادرش هرچه زود تر به تهران برود بلیت هواپیما گرفته و با خانواده معمولی به تهران برنمیگردد.
روز بعد ناخدا ماشینش را به خانواده معمولی می دهد تا با آن به جزیره ناز برن، زمانی که به آنجا می رسند هما به نقی می گوید که بخاطر این همه اصراری که ارسطو کرده شعله را برایش خواستگاری کنیم که نقی در ابتدا مخالف بود ولی با اصرار هما راضی میشه که این کار را برای ارسطو انجام دهند.
در حالی که داشتن بازی جرات حقیقت میکردن سوال هایی از یکدیگر می پرسیدن که راز ها و حرف های ناگفته زیادی را بر ملا می کرد. زمانی که نوبت به ارسطو رسید نقی از او راجب موبایل خانم فدوی پرسید و باید او حقیقت ماجرا را تعریف کرد و گفت که موبایل خانم فدوی در دریا افتاد و برای جبرانش یک موبایل دیگر خریدن که نقی دختر هایش را فرستاد تا موبایل از ماشین بیارن که دیدن بخاطر جذر و مد ماشین در آب فرو رفته و سریع به نقی و بقییه خبر دادن زمانی که آنها به ماشین رسیدن مدارک مهم را از ماشین خارج کردن و صبر کردن که آب پایین بره تا ماشین را بتونن در بیارن تا در این زمان شعله نظرش را راجب ارسطو گفت و گفت که در حال حاضر شرایط ازدواج را ندارد و این فصل از سریال پایتخت با کلی صحنه های طنر و خانوادگی که داشت به پایان رسید.

دیدگاهها
ممنون از برنامه خوبتون
بد است
خ
خوب
بد
خیلی نت میکشه؟؟؟
ذذز
ن
ذزیف
خهال
تایص
p
00
خوببببببببببببب
عالی بود
خوب
خوب
good2026
عالی
بدنیس
جالب بود
ممنون عالی بود
خوب
جالب بود
جالب بود
جالب بود
خوب
خوب
عالی بود
خوب
ههههه جالب بود
عالیه
عالی
خیلی خویبه
عالی
خوب
خوب
عالی
خوب بود
خوب بود
واقعا این سریالو هرچقدر ببینی بازم جالبه
?❤️
خیلی خنده داره
خوب
خوب
با نمک بود
خخ
عالی
خوب
عالی
عالی
عالی
ن
good
a
Good
h
عالی
G
عالی
خخ
t
good
خوب
خوب
عالی













