خوب

سریال پایتخت 2 قسمت 10
خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 10
در سریال پایتخت 2 قسمت 10 خانواده معمولی به اولین مقصدشان که تهران بود رسیدند و گند گلدسته به خانه سالمندان بردند تا به صاحب اصلی اش که به یاد شوهرش می خواهد در قشم یک گند و گلدسته بزند نشان دهند و سپس به مقصد نهایی که قشم هست بروند. در زمانی که این خانواده شمالی در تهران هستن لحظات تلخ وشیرینی را تجربه می کنند.
نقی و ارسطو برای گرفتن جایزه ای که از مسابقه صدا و سیما بردن باید به آنجا برن، بعد از اینکه رسیدن باید برای گرفتن جایزه مراحل اداری زیادی را پشت سر بگذارند، در حین انجام این مراحل با امیر جعفری بازیگر معروف سینما روبه رو می شوند و از دیدنش بسیاز ذوق زده شدن و ارسطو با او یک عکس یادگاری می گیرد و بعد از آن به جایی رفتن که جایزه را باید تحویل بگیرند که متصدی آنجا یک فرمی به ارسطو می دهد که آن را امضا کند و سپس جایزه را بهش می دهد.
در ادامه در مسیر بازگشت از صدا و سیما باید برای جشنی که قرار است در خانه سالمندان برگزار شود خرید کنند، بعد از خرید شیرینی و چیز های دیگر برای خرید گوشت پول کم میارند و می خواهند از جایزه ای بردن خرید کنند زمانی که کارت را به دستگاه ATM وارد می کنند دستگاه کارتشان را می خورد و هرکاری کردند راهی برای بیرون آوردن کارت پیدا نکردند و مجبور شدند بدون جایزه به خانه سالمندان برگردند.

خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 10
در سریال پایتخت 2 قسمت 10 خانواده معمولی به اولین مقصدشان که تهران بود رسیدند و گند گلدسته به خانه سالمندان بردند تا به صاحب اصلی اش که به یاد شوهرش می خواهد در قشم یک گند و گلدسته بزند نشان دهند و سپس به مقصد نهایی که قشم هست بروند. در زمانی که این خانواده شمالی در تهران هستن لحظات تلخ وشیرینی را تجربه می کنند.
نقی و ارسطو برای گرفتن جایزه ای که از مسابقه صدا و سیما بردن باید به آنجا برن، بعد از اینکه رسیدن باید برای گرفتن جایزه مراحل اداری زیادی را پشت سر بگذارند، در حین انجام این مراحل با امیر جعفری بازیگر معروف سینما روبه رو می شوند و از دیدنش بسیاز ذوق زده شدن و ارسطو با او یک عکس یادگاری می گیرد و بعد از آن به جایی رفتن که جایزه را باید تحویل بگیرند که متصدی آنجا یک فرمی به ارسطو می دهد که آن را امضا کند و سپس جایزه را بهش می دهد.
در ادامه در مسیر بازگشت از صدا و سیما باید برای جشنی که قرار است در خانه سالمندان برگزار شود خرید کنند، بعد از خرید شیرینی و چیز های دیگر برای خرید گوشت پول کم میارند و می خواهند از جایزه ای بردن خرید کنند زمانی که کارت را به دستگاه ATM وارد می کنند دستگاه کارتشان را می خورد و هرکاری کردند راهی برای بیرون آوردن کارت پیدا نکردند و مجبور شدند بدون جایزه به خانه سالمندان برگردند.

دیدگاهها
خوب
خوب
عالی
جالب بود
خوب بود
خوب بود
خوب بود
خوب بود
خوب
خوب
خوب
خوب
عالی خیلی زیبا
عالیه
عالی
خوب
خیلی خوب
خوب بود
عالی
خوب
good
عالی
G
e
خوب
عالی
خوب













