خوب

سریال پایتخت 2 قسمت 5
خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 5
در سریال پایتخت 2 قسمت 5 خانواده معمولی که قرار بود با وانت بهبود به سفر برن حالا به خانه برگشتن و بهبود که فک می کرد که نقی اینا به سفر رفتن برادر معتاد خودش را به خانه آنها آورد تا ترکش دهد ولی زمانی که نقی و خانوادش بی خبر به خانه برگشتند بهبود می خواست هرطوری شده برادرش را فراری بده ولی دیر شده بود و ناچارا او را در اتاق سارا نیکا در زیر تخت پنهان کرد.
خانواده معمولی به خانه برگشتن و از اینکه سفرشون کنسل شده ناراحت بودن از آن طرف بهبود از اینکه برادرش را در خانه نقی قایم کرده ترسیده بود و این ترسش باعث شده بود هل کند و اون سیگاری که از برادرش گرفته بود را از جیبش در آورد و روی کرسی بزاره و در همان لحظه نقی سیگار را دید و شروع کرد بهبود را توبیخ کردن و از آنجایی که بهبود نمی توانست حقیقت را بگوید قبول کرد که سیگار برای خودش است.
در ادامه نقی به بهبود شک کرد که او هم مانند برادرش معتاد شده و رفتار های اونو زیر نظر داشت و بهبود بخاطر اینکه برادرش را پنهان نگه دارد حرکت های مشکوکی می کرد که از آن طرف نقی هم شکش به بهبود بیشتر می شد در همین راستا که نقی می خواست از کار های بهبود سر در بیاره کامیون ارسطو با گند و گلدسته به همراه خانم فدوی صاحب بار به خانه نقی آمد و ارسطو با بقییه به پیشواز آنها رفتند و بعد از آن متوجه شدند که دایی خانم فدوی با سفر موافقت کرده و آنها فردا راهی این سفر می شوند و شیر تا فردا باید صبر کند تا نقی و خانوادش برن تا بتواند از آنجا بیرون بیاید.

خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 5
در سریال پایتخت 2 قسمت 5 خانواده معمولی که قرار بود با وانت بهبود به سفر برن حالا به خانه برگشتن و بهبود که فک می کرد که نقی اینا به سفر رفتن برادر معتاد خودش را به خانه آنها آورد تا ترکش دهد ولی زمانی که نقی و خانوادش بی خبر به خانه برگشتند بهبود می خواست هرطوری شده برادرش را فراری بده ولی دیر شده بود و ناچارا او را در اتاق سارا نیکا در زیر تخت پنهان کرد.
خانواده معمولی به خانه برگشتن و از اینکه سفرشون کنسل شده ناراحت بودن از آن طرف بهبود از اینکه برادرش را در خانه نقی قایم کرده ترسیده بود و این ترسش باعث شده بود هل کند و اون سیگاری که از برادرش گرفته بود را از جیبش در آورد و روی کرسی بزاره و در همان لحظه نقی سیگار را دید و شروع کرد بهبود را توبیخ کردن و از آنجایی که بهبود نمی توانست حقیقت را بگوید قبول کرد که سیگار برای خودش است.
در ادامه نقی به بهبود شک کرد که او هم مانند برادرش معتاد شده و رفتار های اونو زیر نظر داشت و بهبود بخاطر اینکه برادرش را پنهان نگه دارد حرکت های مشکوکی می کرد که از آن طرف نقی هم شکش به بهبود بیشتر می شد در همین راستا که نقی می خواست از کار های بهبود سر در بیاره کامیون ارسطو با گند و گلدسته به همراه خانم فدوی صاحب بار به خانه نقی آمد و ارسطو با بقییه به پیشواز آنها رفتند و بعد از آن متوجه شدند که دایی خانم فدوی با سفر موافقت کرده و آنها فردا راهی این سفر می شوند و شیر تا فردا باید صبر کند تا نقی و خانوادش برن تا بتواند از آنجا بیرون بیاید.

دیدگاهها
خوب
خوب
خوب
جالب بود
جالب بود
خوب
خوب
خوب
عالیه
عالی
خیلی خوبه
خوب
خوب بود
خوب
خوب
good like
h
عالی
خوب
w
خوب
خوب
خوب













