خوب

سریال پایتخت 2 قسمت 1
خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 1
در سریال پایتخت 2 قسمت 1 بعد از اتفاقاتی که در فصل 1 برای خانواده معمولی افتاد حالا آنها از تهران به شهرشان برگشتند و هما آخرای دانشگاهش را سپری می کند. خانواده معمولی در کنار ریل قطار خانه ای اجاره کردند تا در آن زندگی کنند در زمانی که قطار از کنار خانه نقی رد می شود تمامی وسایل های خانه شروع به لرزیدن می کند زمانی که نقی در زیر لوستر خواب بود از شدت این لرزش یک قطعه سنگ توی دهنش می افتد و در گلویش گیر می کند که نزدیک بود او را خفه کند تا اینکه آب تنگ ماهی را به ناچار خورد تا نجات ییدا کرد.
در ادامه ارسطو که از یک تصادف شدید نجات پیدا کرده بود و کامیونش را درست کرد حالا به فکر این است که یک گوسفند قربونی کند که پول ندارد و می خواهد از نقی پول قرض کند و از آنجایی که نقی نمی خواهد این پول را به ارسطو بدهد برای اون دلیل های مختلف میارد تا از انجام این کار منصرفش کند که در نهایت هما این کار را انجام می دهد و تصمیم می گرن بجای گوسفند یک خروس مشکی قربونی کنند.
بهبود از رحمت پول طلب دارد و از آنجایی که رحمت خروس باز هستش بجای طلبش از رحمت خروسش را گرو می گیرد و به خانه می برد زمانی که نقی به خانه بهبود می رود صدا خروس می شنود و اون خروس را برای قربونی به خانه خودش می برد و آن را قربونی می کند ولی بخاطر اینکه این خروسی که آنها قربونی کردن خروس مسابقه رحمت بوده در آینده برای آن ها بسیار درسر ساز خواهد شد.

خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 1
در سریال پایتخت 2 قسمت 1 بعد از اتفاقاتی که در فصل 1 برای خانواده معمولی افتاد حالا آنها از تهران به شهرشان برگشتند و هما آخرای دانشگاهش را سپری می کند. خانواده معمولی در کنار ریل قطار خانه ای اجاره کردند تا در آن زندگی کنند در زمانی که قطار از کنار خانه نقی رد می شود تمامی وسایل های خانه شروع به لرزیدن می کند زمانی که نقی در زیر لوستر خواب بود از شدت این لرزش یک قطعه سنگ توی دهنش می افتد و در گلویش گیر می کند که نزدیک بود او را خفه کند تا اینکه آب تنگ ماهی را به ناچار خورد تا نجات ییدا کرد.
در ادامه ارسطو که از یک تصادف شدید نجات پیدا کرده بود و کامیونش را درست کرد حالا به فکر این است که یک گوسفند قربونی کند که پول ندارد و می خواهد از نقی پول قرض کند و از آنجایی که نقی نمی خواهد این پول را به ارسطو بدهد برای اون دلیل های مختلف میارد تا از انجام این کار منصرفش کند که در نهایت هما این کار را انجام می دهد و تصمیم می گرن بجای گوسفند یک خروس مشکی قربونی کنند.
بهبود از رحمت پول طلب دارد و از آنجایی که رحمت خروس باز هستش بجای طلبش از رحمت خروسش را گرو می گیرد و به خانه می برد زمانی که نقی به خانه بهبود می رود صدا خروس می شنود و اون خروس را برای قربونی به خانه خودش می برد و آن را قربونی می کند ولی بخاطر اینکه این خروسی که آنها قربونی کردن خروس مسابقه رحمت بوده در آینده برای آن ها بسیار درسر ساز خواهد شد.

دیدگاهها
خوب
عالی
جالب بود
خوب
عالیه
عالی
خوب
خوب بود
عالی
خوب
khub
Good
عالی
خوب
خوب













