
سریال صفا با خانواده قسمت 4
خلاصه داستان سریال صفا با خانواده قسمت 4
سریال صفا با خانواده قسمت 4 با حضور گسترده نیروهای امنیتی در محله آغاز میشود. پس از حملات دشمن، مأموران از مردم میخواهند خانههای خود را ترک نکنند و اگر قطعهای از پهپاد یا وسیله مشکوکی پیدا کردند، فوراً گزارش دهند. امیرعلی که از نابود شدن هدیه تولدش ناراحت است، مدام از هواپیمای اسباببازیاش صحبت میکند و همین موضوع باعث میشود مأموران به صفا مشکوک شوند. صفا با توضیح اینکه آن وسیله فقط هدیه تولد پسرش بوده، سعی میکند شک آنها را برطرف کند و در نهایت مأموران پس از چند سؤال درباره شغل و زندگی او، محل را ترک میکنند.
بعد از رفتن مأموران، خانواده صفا او را به خاطر بیاحتیاطی سرزنش میکنند. صفا از همه میخواهد دیگر حتی نام «پهپاد» را هم در خانه به زبان نیاورند، چون تصور میکند تلفنها شنود میشوند و ممکن است دردسر بزرگی برایشان ایجاد شود. همزمان اعضای خانواده درباره شرایط جنگ، گرانی و کمبود احتمالی کالاها صحبت میکنند اما صفا با مثالی طنزآمیز درباره تقسیم یک کاسه ماست، آنها را قانع میکند که احتکار مواد غذایی کار درستی نیست و باعث ضایع شدن حق دیگران میشود.
در ادامه، صفا راز بزرگی را برای معین فاش میکند. او اعتراف میکند پهپادی که امیرعلی با آن بازی میکرد، یک اسباببازی معمولی نبوده است. صفا مدتی قبل به دلیل مشکلات مالی وارد ساختمانی متروکه شده و با تصور اینکه آنجا کارگاه ساخت اسباببازی است، یکی از پهپادهای موجود را برای هدیه تولد پسرش برداشته است. حالا با شروع جنگ متوجه شده همان وسیله، یک پهپاد واقعی متعلق به شبکهای مخفی بوده و به همین دلیل نیروهای امنیتی به دنبال منشأ آن هستند.
معین از شنیدن این حقیقت شوکه میشود و از صفا میخواهد خودش را به پلیس معرفی کند، اما صفا از ترس زندان مخالفت میکند. در همین میان، ایده دریافت پاداش برای معرفی محل نگهداری پهپادها به ذهن او میرسد. او برای اطلاع از این موضوع حتی خودروی یک سرهنگ را تعقیب میکند و همراه معین توسط مأموران بازداشت میشود. پس از مشخص شدن اینکه سوءسابقهای ندارند، آزاد میشوند و صفا در گفتوگو با سرهنگ پیشنهاد میدهد برای معرفی جاسوسها و عوامل نفوذی، پاداش مالی تعیین شود تا مردم همکاری بیشتری داشته باشند.
در پایان، صفا با استفاده از یک تلفن ناشناس با سامانه امنیتی تماس میگیرد تا از وجود جایزه مطمئن شود. وقتی میشنود برای گزارشهای مؤثر احتمال پرداخت پاداش وجود دارد، تصمیم میگیرد راهی پیدا کند تا محل انبار پهپادها را بدون گرفتار شدن به نیروهای امنیتی اطلاع دهد؛ تصمیمی که زمینهساز اتفاقات قسمت پنجم خواهد شد.

خلاصه داستان سریال صفا با خانواده قسمت 4
سریال صفا با خانواده قسمت 4 با حضور گسترده نیروهای امنیتی در محله آغاز میشود. پس از حملات دشمن، مأموران از مردم میخواهند خانههای خود را ترک نکنند و اگر قطعهای از پهپاد یا وسیله مشکوکی پیدا کردند، فوراً گزارش دهند. امیرعلی که از نابود شدن هدیه تولدش ناراحت است، مدام از هواپیمای اسباببازیاش صحبت میکند و همین موضوع باعث میشود مأموران به صفا مشکوک شوند. صفا با توضیح اینکه آن وسیله فقط هدیه تولد پسرش بوده، سعی میکند شک آنها را برطرف کند و در نهایت مأموران پس از چند سؤال درباره شغل و زندگی او، محل را ترک میکنند.
بعد از رفتن مأموران، خانواده صفا او را به خاطر بیاحتیاطی سرزنش میکنند. صفا از همه میخواهد دیگر حتی نام «پهپاد» را هم در خانه به زبان نیاورند، چون تصور میکند تلفنها شنود میشوند و ممکن است دردسر بزرگی برایشان ایجاد شود. همزمان اعضای خانواده درباره شرایط جنگ، گرانی و کمبود احتمالی کالاها صحبت میکنند اما صفا با مثالی طنزآمیز درباره تقسیم یک کاسه ماست، آنها را قانع میکند که احتکار مواد غذایی کار درستی نیست و باعث ضایع شدن حق دیگران میشود.
در ادامه، صفا راز بزرگی را برای معین فاش میکند. او اعتراف میکند پهپادی که امیرعلی با آن بازی میکرد، یک اسباببازی معمولی نبوده است. صفا مدتی قبل به دلیل مشکلات مالی وارد ساختمانی متروکه شده و با تصور اینکه آنجا کارگاه ساخت اسباببازی است، یکی از پهپادهای موجود را برای هدیه تولد پسرش برداشته است. حالا با شروع جنگ متوجه شده همان وسیله، یک پهپاد واقعی متعلق به شبکهای مخفی بوده و به همین دلیل نیروهای امنیتی به دنبال منشأ آن هستند.
معین از شنیدن این حقیقت شوکه میشود و از صفا میخواهد خودش را به پلیس معرفی کند، اما صفا از ترس زندان مخالفت میکند. در همین میان، ایده دریافت پاداش برای معرفی محل نگهداری پهپادها به ذهن او میرسد. او برای اطلاع از این موضوع حتی خودروی یک سرهنگ را تعقیب میکند و همراه معین توسط مأموران بازداشت میشود. پس از مشخص شدن اینکه سوءسابقهای ندارند، آزاد میشوند و صفا در گفتوگو با سرهنگ پیشنهاد میدهد برای معرفی جاسوسها و عوامل نفوذی، پاداش مالی تعیین شود تا مردم همکاری بیشتری داشته باشند.
در پایان، صفا با استفاده از یک تلفن ناشناس با سامانه امنیتی تماس میگیرد تا از وجود جایزه مطمئن شود. وقتی میشنود برای گزارشهای مؤثر احتمال پرداخت پاداش وجود دارد، تصمیم میگیرد راهی پیدا کند تا محل انبار پهپادها را بدون گرفتار شدن به نیروهای امنیتی اطلاع دهد؛ تصمیمی که زمینهساز اتفاقات قسمت پنجم خواهد شد.












