
سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 8
Esref Rüya - S1 - E8
خلاصه داستان سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 8
سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 8 از جایی شروع میشود که اشرف پس از رویارویی خطرناک با نصرت آقا، از محل ملاقات خارج میشود. ناگهان چیدم (Çiğdem) و تیمش سر می رسند و اشرف را دستگیر کرده، سوار ماشین میکنند. در همین لحظه به چیدم خبر میرسد که یعقوب بابا، رهبر گروه «یتیمها»، حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده است. چیدم این خبر را از اشرف پنهان میکند.
بازجویی آفرا
در بخش دیگر داستان این قسمت از سریال اشرف رویا، آفرا (خواهر نیسان) توسط سردار گورسون بازجویی میشود. این اتفاق نیسان را به شدت عصبانی میکند و او به چیدم هشدار میدهد که اگر این فشارها ادامه پیدا کند، همه چیز را به سردار گورسون خواهد گفت.
یعقوب بابا رهبری را به اشرف میسپارد
یعقوب بابا با وجود بیماری شدید، تمام اعضای گروه «یتیمها» را دور یک سفره جمع میکند و از بیماری خود به آنها میگوید. او جمله مهمی میگوید: «یک یعقوب بابا میرود، یک یعقوب بابا میآید... نوشته ما هر چه باشد همان است!»
سپس خطاب به اشرف میگوید: «بعد از من، یتیمها به تو امانت» و رسماً مقام رهبری را به اشرف واگذار میکند.
این تصمیم قدیر (Kadir) را که خود را برای این مقام آماده میکرده، به شدت خشمگین میکند. قدیر که از کودکی آرزوی رهبری داشته و اکنون آن را از دست رفته میبیند، نقشه خیانت در سر میپروراند.

اولین اقدام اشرف به عنوان رهبر
اشرف به عنوان قائممقام یعقوب بابا، در اولین جلسه رسمی خود به عنوان رهبر «یتیمها» شرکت میکند. در این جلسه، او با نصرت آقا که پیش از این در ملاقات شخصی تحقیرش کرده بود، صلح میکند و پیمان آتشبس امضا مینماید. این اقدام نشان میدهد اشرف میتواند برای حفظ منافع گروه، منافع شخصی خود را فدای مصالح جمعی کند.
اظهار عشق قدیر به نیسان
قدیر که از یک سو از از دست دادن رهبری عصبانی است و از سوی دیگر زیر فشارهای چیدم قرار دارد، تصمیم میگیرد ضربه نهایی را بزند. او با نیسان تماس میگیرد، او را به جایی میبرد که اصلاً به آن تعلق ندارد و ناگهان به نیسان اعلام عشق میکند. این اتفاق نیسان را به شدت آزار میدهد و او بلافاصله با چیدم تماس میگیرد و از رفتار قدیر شکایت میکند.
صحنه پایانی: کمین مرگبار
نیسان که خود را در یک بنبست بزرگ احساس میکند، با تماس تلفنی اشرف کمی آرام میگیرد. این دو تصمیم میگیرند یک روز کامل را فقط با هم بگذرانند. اما زمانی که برای اجرای این برنامه راهی میشوند، توسط افراد قدیر در یک کمین مرگبار گرفتار میشوند. تیراندازی شروع میشود و قسمت هشتم در اوج تعلیق و در لحظهای که معلوم نیست اشرف و نیسان زنده میمانند یا نه، به پایان میرسد.
خلاصه داستان سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 8
سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 8 از جایی شروع میشود که اشرف پس از رویارویی خطرناک با نصرت آقا، از محل ملاقات خارج میشود. ناگهان چیدم (Çiğdem) و تیمش سر می رسند و اشرف را دستگیر کرده، سوار ماشین میکنند. در همین لحظه به چیدم خبر میرسد که یعقوب بابا، رهبر گروه «یتیمها»، حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده است. چیدم این خبر را از اشرف پنهان میکند.
بازجویی آفرا
در بخش دیگر داستان این قسمت از سریال اشرف رویا، آفرا (خواهر نیسان) توسط سردار گورسون بازجویی میشود. این اتفاق نیسان را به شدت عصبانی میکند و او به چیدم هشدار میدهد که اگر این فشارها ادامه پیدا کند، همه چیز را به سردار گورسون خواهد گفت.
یعقوب بابا رهبری را به اشرف میسپارد
یعقوب بابا با وجود بیماری شدید، تمام اعضای گروه «یتیمها» را دور یک سفره جمع میکند و از بیماری خود به آنها میگوید. او جمله مهمی میگوید: «یک یعقوب بابا میرود، یک یعقوب بابا میآید... نوشته ما هر چه باشد همان است!»
سپس خطاب به اشرف میگوید: «بعد از من، یتیمها به تو امانت» و رسماً مقام رهبری را به اشرف واگذار میکند.
این تصمیم قدیر (Kadir) را که خود را برای این مقام آماده میکرده، به شدت خشمگین میکند. قدیر که از کودکی آرزوی رهبری داشته و اکنون آن را از دست رفته میبیند، نقشه خیانت در سر میپروراند.

اولین اقدام اشرف به عنوان رهبر
اشرف به عنوان قائممقام یعقوب بابا، در اولین جلسه رسمی خود به عنوان رهبر «یتیمها» شرکت میکند. در این جلسه، او با نصرت آقا که پیش از این در ملاقات شخصی تحقیرش کرده بود، صلح میکند و پیمان آتشبس امضا مینماید. این اقدام نشان میدهد اشرف میتواند برای حفظ منافع گروه، منافع شخصی خود را فدای مصالح جمعی کند.
اظهار عشق قدیر به نیسان
قدیر که از یک سو از از دست دادن رهبری عصبانی است و از سوی دیگر زیر فشارهای چیدم قرار دارد، تصمیم میگیرد ضربه نهایی را بزند. او با نیسان تماس میگیرد، او را به جایی میبرد که اصلاً به آن تعلق ندارد و ناگهان به نیسان اعلام عشق میکند. این اتفاق نیسان را به شدت آزار میدهد و او بلافاصله با چیدم تماس میگیرد و از رفتار قدیر شکایت میکند.
صحنه پایانی: کمین مرگبار
نیسان که خود را در یک بنبست بزرگ احساس میکند، با تماس تلفنی اشرف کمی آرام میگیرد. این دو تصمیم میگیرند یک روز کامل را فقط با هم بگذرانند. اما زمانی که برای اجرای این برنامه راهی میشوند، توسط افراد قدیر در یک کمین مرگبار گرفتار میشوند. تیراندازی شروع میشود و قسمت هشتم در اوج تعلیق و در لحظهای که معلوم نیست اشرف و نیسان زنده میمانند یا نه، به پایان میرسد.