
سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 10
Esref Rüya - S1 - E10
خلاصه داستان سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 10
در سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 10 ادامه ماجرای تیراندازی پایان قسمت قبل، چیدگم از یک لحظه غفلت نیسان استفاده میکند و باعث میشود آتیف هدف گلوله قرار گیرد . در این وضعیت، چیدگم هم آفرا (خواهر نیسان) و هم خود نیسان را که اثر انگشتش روی اسلحه باقی مانده، در اختیار دارد .
نیسان که به خاطر چیدگم بار دیگر درگیر یک دردسر بزرگ شده، راه چاره را در پناه بردن به اشرف مییابد .
اشرف که خیانت قدیر را با چشم خود دیده است (در پایان قسمت قبل)، شروع به طراحی دقیق حرکت بعدی خود میکند . قدیر نیز با احساس افزایش تنش میان خود و اشرف، به دنبال راهی برای خروج از وضعیت پیش آمده میگردد .
اشرف با عصبانیت به خانه چیدگم میرود و در آنجا عشق خود را به نیسان اعتراف میکند .
در میانه این گفتگو، تماسی از سوی کمیسر سردار برقرار میشود. او خبر میدهد که آتیف زنده است و در بیمارستان تحت درمان قرار دارد . این خبر خوشایند چیدگم نیست، اما نیسان با شنیدن آن نفس راحتی میکشد .
نیسان پس از خروج از خانه چیدگم، با اشرف تماس میگیرد و از او درخواست آموزش تیراندازی میکند . اولین جلسه آموزش تیراندازی بین آنها برگزار میشود و نیسان موفق به زدن اهداف میشود .
آتیف پس از دومین عمل جراحی، وضعیت جسمانی خوبی دارد. آفرا این خبر را به نیسان میدهد. بزرگترین ترس خواهران، تکمیل کار نیمهتمام توسط چیدگم است .
چیدگم با یک حرکت ماهرانه، تمام شبهات را به سمت اشرف منحرف میکند .

قدیر نقشههای خود را عملی میکند و گامی دیگر برای برهم زدن صلح میان اشرف و نصرت آقا برمیدارد. او کاری میکند که نصرت فکر کند دخترش نعیمت کشته شده است. افراد نصرت با یعقوب بابا تماس میگیرند و اعلام میکنند که صلح به هم خورده است .
اشرف، نیسان را به رستوران میبرد و باز هم از احساسات خود نسبت به او میگوید. در پایان این شب، نیسان نیز گامی به سمت اشرف برمیدارد .
در ادامه در این قسمت سریال اشرف رویا نصرت آقا که قصد دارد انتقام دخترش را بگیرد، به همراه افرادش به خانه اشرف حمله میکند . اما در لحظه آخر، اشرف نعیمت را زنده و سالم مقابل نصرت قرار میدهد و به او میگوید که فریب خورده است .
اشرف برای پذیرش عذرخواهی نصرت یک شرط میگذارد: نصرت باید دست اشرف را ببوسد و عذرخواهی کند .
نصرت این شرط را رد میکند و میگوید ترجیح میدهد بمیرد . در پاسخ، اشرف با شلیک گلوله، نصرت آقا را میکشد و سپس به همه حاضران چنین هشدار میدهد: «اگر کسی میخواهد انتقام آقای خود را بگیرد، بیاید! اگر کسی جراتش را دارد، مقابل من بایستد!»
خلاصه داستان سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 10
در سریال اشرف رویا فصل 1 قسمت 10 ادامه ماجرای تیراندازی پایان قسمت قبل، چیدگم از یک لحظه غفلت نیسان استفاده میکند و باعث میشود آتیف هدف گلوله قرار گیرد . در این وضعیت، چیدگم هم آفرا (خواهر نیسان) و هم خود نیسان را که اثر انگشتش روی اسلحه باقی مانده، در اختیار دارد .
نیسان که به خاطر چیدگم بار دیگر درگیر یک دردسر بزرگ شده، راه چاره را در پناه بردن به اشرف مییابد .
اشرف که خیانت قدیر را با چشم خود دیده است (در پایان قسمت قبل)، شروع به طراحی دقیق حرکت بعدی خود میکند . قدیر نیز با احساس افزایش تنش میان خود و اشرف، به دنبال راهی برای خروج از وضعیت پیش آمده میگردد .
اشرف با عصبانیت به خانه چیدگم میرود و در آنجا عشق خود را به نیسان اعتراف میکند .
در میانه این گفتگو، تماسی از سوی کمیسر سردار برقرار میشود. او خبر میدهد که آتیف زنده است و در بیمارستان تحت درمان قرار دارد . این خبر خوشایند چیدگم نیست، اما نیسان با شنیدن آن نفس راحتی میکشد .
نیسان پس از خروج از خانه چیدگم، با اشرف تماس میگیرد و از او درخواست آموزش تیراندازی میکند . اولین جلسه آموزش تیراندازی بین آنها برگزار میشود و نیسان موفق به زدن اهداف میشود .
آتیف پس از دومین عمل جراحی، وضعیت جسمانی خوبی دارد. آفرا این خبر را به نیسان میدهد. بزرگترین ترس خواهران، تکمیل کار نیمهتمام توسط چیدگم است .
چیدگم با یک حرکت ماهرانه، تمام شبهات را به سمت اشرف منحرف میکند .

قدیر نقشههای خود را عملی میکند و گامی دیگر برای برهم زدن صلح میان اشرف و نصرت آقا برمیدارد. او کاری میکند که نصرت فکر کند دخترش نعیمت کشته شده است. افراد نصرت با یعقوب بابا تماس میگیرند و اعلام میکنند که صلح به هم خورده است .
اشرف، نیسان را به رستوران میبرد و باز هم از احساسات خود نسبت به او میگوید. در پایان این شب، نیسان نیز گامی به سمت اشرف برمیدارد .
در ادامه در این قسمت سریال اشرف رویا نصرت آقا که قصد دارد انتقام دخترش را بگیرد، به همراه افرادش به خانه اشرف حمله میکند . اما در لحظه آخر، اشرف نعیمت را زنده و سالم مقابل نصرت قرار میدهد و به او میگوید که فریب خورده است .
اشرف برای پذیرش عذرخواهی نصرت یک شرط میگذارد: نصرت باید دست اشرف را ببوسد و عذرخواهی کند .
نصرت این شرط را رد میکند و میگوید ترجیح میدهد بمیرد . در پاسخ، اشرف با شلیک گلوله، نصرت آقا را میکشد و سپس به همه حاضران چنین هشدار میدهد: «اگر کسی میخواهد انتقام آقای خود را بگیرد، بیاید! اگر کسی جراتش را دارد، مقابل من بایستد!»