سریال قصه های جزیره قسمت 35 - تماشا آنلاین

سریال قصه های جزیره قسمت 35

Road to Avonlea - E35

پخش
خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال قصه های جزیره قسمت 35

سریال قصه های جزیره قسمت 35 یا عنوان دوستان قدیمی و زخم های کهنه است که در 5 آوریل 1992 پخش شد. نویسندگی این قسمت را هدر کانکی و کارگردانی آن را جرج بلومفیلد بر عهده داشتند. داستان با مرگ ناگهانی ماریلا کاتبرت آغاز می‌شود و به یکی از احساسی‌ترین ماجراهای مجموعه تبدیل می‌شود؛ زیرا ریچل لیند نه‌تنها دوست قدیمی خود را از دست می‌دهد، بلکه ناگهان با خطر از دست دادن گرین گیبلز و سرپرستی دوقلوها، دیوی و دورا، نیز روبه‌رو می‌شود.

ماجرا در گرین گیبلز و با شرایطی تلخ آغاز می‌شود. ماریلا کاتبرت به‌طور ناگهانی از دنیا می‌رود و مرگ او ریچل را کاملاً درهم می‌شکند. رابطه ریچل و ماریلا سال‌ها ادامه داشته و این دو زن، با وجود اختلاف‌نظرها و مشاجره‌های فراوان، دوستان بسیار نزدیکی بوده‌اند. مرگ ماریلا برای ریچل فقط از دست دادن یک دوست قدیمی نیست؛ بلکه به معنای فرو ریختن بخش مهمی از زندگی اوست. از سوی دیگر، ماریلا وصیت‌نامه معتبر و قابل اجرا از خود به جا نگذاشته و همین موضوع وضعیت گرین گیبلز را پیچیده می‌کند.

در این شرایط، گیلبرت بلایت به آوونلی بازمی‌گردد تا به مسائل مربوط به املاک ماریلا رسیدگی کند. آن و آن شرلی قرار بود وارث طبیعی گرین گیبلز باشند، اما غیبت آن در این ماجرا نیز اهمیت دارد؛ او در حال بهبودی از بیماری مخملک است و نمی‌تواند در کنار گیلبرت حضور داشته باشد. خیلی زود مشخص می‌شود که گرین گیبلز طبق قانون به خویشاوندان نزدیک ماریلا، خانواده مک‌نیل در نوا اسکوشیا، می‌رسد. این خانواده قصد ندارند خانه را حفظ کنند و تصمیمشان فروش ملک است.

این خبر برای ریچل بسیار نگران‌کننده است. او در گرین گیبلز زندگی می‌کند و از دیوی و دورا کیت نیز مراقبت می‌کند. ماریلا سرپرست این دو کودک بوده و حالا با مرگ او، آینده دوقلوها نیز نامشخص شده است. ریچل باید ثابت کند که می‌تواند همچنان از آن‌ها مراقبت کند. مشکل اینجاست که خانواده‌های دورتر حاضر نیستند مسئولیت هر دو کودک را بپذیرند؛ به‌خصوص درباره دیوی که به دلیل رفتارهای دردسرسازش، گزینه مطلوبی برای سرپرستی دیگران نیست. بنابراین ریچل باید هم برای خانه و هم برای خانواده‌ای که دور خودش شکل داده بجنگد.

سریال قصه های جزیره قسمت 35

سریال قصه های جزیره قسمت سی و پنجم

در همین زمان، گیلبرت تلاش می‌کند راهی برای نجات گرین گیبلز پیدا کند. اگر بتواند ملک را بخرد، ریچل و دوقلوها می‌توانند در خانه بمانند. اما مشکل بزرگی در برابر او قرار دارد: جان هریسون، یکی از دشمنان قدیمی ریچل، نیز به گرین گیبلز علاقه‌مند شده است. هریسون سال‌ها با ریچل رابطه‌ای پرتنش داشته و حتی زمانی که همسر ریچل، توماس، درگذشت، توانسته بود ملک او را با قیمت بسیار پایینی خریداری کند. حالا حضور دوباره او شرایط را برای ریچل دشوارتر می‌کند.

ریچل برای حفظ خانه مجبور می‌شود با مردی کنار بیاید که سال‌ها او را تحمل نکرده است. مشکل اصلی اینجاست که ریچل ذاتاً زنی صریح و زبان‌دراز است و معمولاً نظرش را بدون توجه به واکنش دیگران بیان می‌کند. اما در این موقعیت، اگر بخواهد گرین گیبلز را حفظ کند، باید یاد بگیرد با هریسون رفتاری متفاوت داشته باشد. این وضعیت، یکی از جنبه‌های طنزآمیز داستان را شکل می‌دهد: ریچل باید برای نخستین بار غرور و دشمنی قدیمی خود را کنترل کند و با فردی مذاکره کند که از او متنفر است.

در طرف دیگر، هتی کینگ نیز تحت تأثیر مرگ ماریلا قرار می‌گیرد. مرگ ناگهانی دوست قدیمی باعث می‌شود هتی بیش از اندازه درباره سلامت و آینده خودش نگران شود. او که همیشه شخصیتی کنترل‌گر و منظم داشته، ناگهان به این فکر می‌کند که اگر خودش نیز بدون آمادگی از دنیا برود، چه اتفاقی برای دارایی‌ها و امور شخصی‌اش خواهد افتاد. همین نگرانی باعث می‌شود با حالتی وسواس‌گونه شروع به مرتب کردن امور زندگی و دارایی‌هایش کند. این بخش داستان، واکنشی متفاوت به مرگ ماریلا نشان می‌دهد و در کنار فضای غمگین قسمت، لحظاتی طنز ایجاد می‌کند.

در همین حال، مردم آوونلی نمی‌خواهند ریچل و کودکان به‌سادگی خانه‌شان را از دست بدهند. اهالی روستا که ریچل را سال‌هاست می‌شناسند، برای کمک به او متحد می‌شوند. گیلبرت نیز تلاش می‌کند راهی برای تأمین پول خرید گرین گیبلز پیدا کند. موضوع فقط مالکیت یک خانه نیست؛ گرین گیبلز برای این شخصیت‌ها بخشی از تاریخ و خاطرات مشترکشان است و از دست رفتن آن می‌تواند به معنای پایان یک دوره باشد.

ریچل سرانجام مجبور می‌شود با گذشته خودش روبه‌رو شود. او همیشه تصور کرده بود می‌تواند با زبان تند و اراده قوی مشکلات را حل کند، اما این بار باید چیزی دشوارتر را یاد بگیرد: گذشتن از کینه‌های قدیمی. دشمنی طولانی او با جان هریسون در شرایطی قرار می‌گیرد که دیگر نمی‌تواند اجازه دهد غرور، آینده خودش و دوقلوها را نابود کند. همین مسئله مفهوم عنوان قسمت، یعنی «دوستان قدیمی، زخم‌های قدیمی»، را روشن می‌کند؛ شخصیت‌ها نه‌تنها با خاطرات خوب گذشته، بلکه با رنج‌ها و اختلاف‌هایی که سال‌ها با خود حمل کرده‌اند نیز روبه‌رو می‌شوند.

سریال قصه های جزیره قسمت سی و پنجم

قسمت 35 سریال قصه های جزیره 

یکی از احساسی‌ترین بخش‌های قسمت، استفاده از تصاویر مربوط به ماریلا است. از آنجا که کالین دویهرست، بازیگر ماریلا، پیش از تولید این قسمت درگذشته بود، سازندگان نمی‌توانستند صحنه‌های جدیدی با حضور او فیلم‌برداری کنند. بنابراین بخش‌های مربوط به ماریلا با استفاده از تصاویر و صحنه‌های قبلی از مجموعه و آثار پیشین کالین دویهرست ساخته شد. این قسمت در واقع ادای احترامی به این بازیگر نیز محسوب می‌شود و مرگ ماریلا در داستان، به شکلی برای خداحافظی با شخصیت و خود بازیگر مورد استفاده قرار گرفته است.

در پایان، تلاش‌های ریچل و حمایت مردم آوونلی نتیجه می‌دهد و راهی برای ماندن او و دوقلوها در گرین گیبلز پیدا می‌شود. بحران اصلی با از دست رفتن ماریلا آغاز شده بود، اما همین فقدان باعث می‌شود شخصیت‌ها ارزش روابط قدیمی، خانواده و خانه‌ای را که برایشان معنای عاطفی دارد، بیشتر درک کنند. ریچل نیز درمی‌یابد که برای حفظ آنچه دوست دارد، گاهی باید از زخم‌های گذشته عبور کند و حتی با کسانی که زمانی دشمنش بوده‌اند، کنار بیاید.

قسمت 35» در نهایت داستانی درباره سوگ، دوستی، خانواده، بخشش و حفظ خانه است. مرگ ماریلا فضای آوونلی را برای همیشه تغییر می‌دهد، اما در عین حال باعث می‌شود پیوند میان شخصیت‌ها محکم‌تر شود. این قسمت یکی از احساسی‌ترین داستان‌های مجموعه است و اگر قصد تماشا سریال قصه های جزیره را دارید، این اپیزود اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چون علاوه بر جمع‌بندی چند خط داستانی، سرنوشت ریچل و دوقلوها را نیز در یکی از مهم‌ترین بحران‌های گرین گیبلز دنبال می‌کند.

دیدگاه‌ها