
سریال پایتخت 4 قسمت 21
خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 21
در سریال پایتخت 4 قسمت 21 بعد از اینکه ساخت و ساز خانه فهیمه به پایان رسید حالا وقت آن رسیده که ارسطو حساب کتاب خویشاوندانی که به کمکش آمده بودن را تسویه کند و در سر سفره که همه منتظر آب گوشت بودند ارسطو حق الزحمه اقوام را داد و از آنها تشکر کرد در ادامه در حالی که همه سر سفره منتظر غذا بودن هما که بخاطر کاری که نقی کرده بود قصد نداشت سر سفره بیاید در آخر به اصرار دیگران سر سفره آمد و همین آغاز یک دعوای دیگر بود.
بعد از اینکه هما سر سفره نشست چکی که منصوری بهش داده بود را به نقی داد و نقی که از این موضوع خبر نداشت گفت که این اتقاق کاملا غیر ارادی بوده و او قصد انجام این کار را نداشته. ولی هما دست برنداشت و قضیه بائو کشید وسط که اوهم رفته به منصوری برای گرفتن جواز رشوه بده ولی بائو هم زیر بار این حرف نرفت و گفت زمانی که ارسطو برای ساختمانش جواز بگیره می تواند بدون رشوه برای تمامی زمین هایش این کار را انجام دهد که این حرفش هما را عصبانی کرد و گفت که خانه ای ساختن حکم تخریبش آمده و از آنجایی که نقی فکر کرد این حکم توسط هما داده شده او را تهدید کرد که دیگه حق ندارد به شورای شهر برود.
در ادامه نقی اینا بعد از اینکه آبگوشت را خوردند تصمیم گرفتن در خنکی اثاثیه را جمع کنند و به ساختمانی که تازه ساخته اند ببرند و این کار را انجام دادند و صبح فردا به هما زنگ زده میشه که حکم تخریب در حال اجراست و از آنجایی که هما می دانست در حال حاضر خانواده در آن خانه زنگی می کنند سراسیمه به آنجا رفت تا جلوی این کار را بگیرد.

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 21
در سریال پایتخت 4 قسمت 21 بعد از اینکه ساخت و ساز خانه فهیمه به پایان رسید حالا وقت آن رسیده که ارسطو حساب کتاب خویشاوندانی که به کمکش آمده بودن را تسویه کند و در سر سفره که همه منتظر آب گوشت بودند ارسطو حق الزحمه اقوام را داد و از آنها تشکر کرد در ادامه در حالی که همه سر سفره منتظر غذا بودن هما که بخاطر کاری که نقی کرده بود قصد نداشت سر سفره بیاید در آخر به اصرار دیگران سر سفره آمد و همین آغاز یک دعوای دیگر بود.
بعد از اینکه هما سر سفره نشست چکی که منصوری بهش داده بود را به نقی داد و نقی که از این موضوع خبر نداشت گفت که این اتقاق کاملا غیر ارادی بوده و او قصد انجام این کار را نداشته. ولی هما دست برنداشت و قضیه بائو کشید وسط که اوهم رفته به منصوری برای گرفتن جواز رشوه بده ولی بائو هم زیر بار این حرف نرفت و گفت زمانی که ارسطو برای ساختمانش جواز بگیره می تواند بدون رشوه برای تمامی زمین هایش این کار را انجام دهد که این حرفش هما را عصبانی کرد و گفت که خانه ای ساختن حکم تخریبش آمده و از آنجایی که نقی فکر کرد این حکم توسط هما داده شده او را تهدید کرد که دیگه حق ندارد به شورای شهر برود.
در ادامه نقی اینا بعد از اینکه آبگوشت را خوردند تصمیم گرفتن در خنکی اثاثیه را جمع کنند و به ساختمانی که تازه ساخته اند ببرند و این کار را انجام دادند و صبح فردا به هما زنگ زده میشه که حکم تخریب در حال اجراست و از آنجایی که هما می دانست در حال حاضر خانواده در آن خانه زنگی می کنند سراسیمه به آنجا رفت تا جلوی این کار را بگیرد.





















