
سریال پایتخت 4 قسمت 20
خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 20
در سریال پایتخت 4 قسمت 20 بعد از دعوایی که بین اوس موسی و ارسطو شده بود و اوس موسی تصمیم گرفت که دیگر کار نکند و بعد از برگشت از ساختمان وسیله هایش را جمع کند و به تهران برگردد ارسطو داخل کامیون بخاطر اینکه متوجه شد برادر زن هایش می خواهند از ایران بروند و معماری خانه اش را انجام نمی دهند تصمیم گرفت از اوس موسی معذرت خواهی کند تا ادامه کار ساختمانش به تاخیر نیفتد.
در ادامه که بائو و ارسطو اتفاقاتی که برایشان افتاده بود را مقصرش را هما می دانستند و این موضوع به نقی منتقل کرده بودند نقی از دست هما شاکی شده بود و هر طوری شده می خواست کار هایی که از هما براش تعریف کرده بودن را جبران کند برای همین تصمیم گرفت به رفیق قدیمی خودش آقای منصوری رو بزند، نامه ای نوشت و به او داد تا به شهردار بدهد تا برای او جواز بگیرد از شانس نقی اون چکی که از ارسطو گرفته بود داخل جیبش بود و همراه نامه به دست منصوری رسید و او فکر کرد که نقی به او رشوه داده و این قضیه را به هما گفت و هما از آنجایی که اصلا از موضوع خبر نداشت بسیار خجالت کشید و ناراحت شد.
بعد از گذشت تمامی دردسر های که برای ساخت این ساختمان به وجود آمد بود بالاخره ساخت طبقه اول که برای فهیمه بود به اتمام رسید و حالا باید ارسطو حساب اوس موسی و دیگر افراد تسویه کند و بعد از آن اوس موسی به شهر خودش باز گردد.

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 20
در سریال پایتخت 4 قسمت 20 بعد از دعوایی که بین اوس موسی و ارسطو شده بود و اوس موسی تصمیم گرفت که دیگر کار نکند و بعد از برگشت از ساختمان وسیله هایش را جمع کند و به تهران برگردد ارسطو داخل کامیون بخاطر اینکه متوجه شد برادر زن هایش می خواهند از ایران بروند و معماری خانه اش را انجام نمی دهند تصمیم گرفت از اوس موسی معذرت خواهی کند تا ادامه کار ساختمانش به تاخیر نیفتد.
در ادامه که بائو و ارسطو اتفاقاتی که برایشان افتاده بود را مقصرش را هما می دانستند و این موضوع به نقی منتقل کرده بودند نقی از دست هما شاکی شده بود و هر طوری شده می خواست کار هایی که از هما براش تعریف کرده بودن را جبران کند برای همین تصمیم گرفت به رفیق قدیمی خودش آقای منصوری رو بزند، نامه ای نوشت و به او داد تا به شهردار بدهد تا برای او جواز بگیرد از شانس نقی اون چکی که از ارسطو گرفته بود داخل جیبش بود و همراه نامه به دست منصوری رسید و او فکر کرد که نقی به او رشوه داده و این قضیه را به هما گفت و هما از آنجایی که اصلا از موضوع خبر نداشت بسیار خجالت کشید و ناراحت شد.
بعد از گذشت تمامی دردسر های که برای ساخت این ساختمان به وجود آمد بود بالاخره ساخت طبقه اول که برای فهیمه بود به اتمام رسید و حالا باید ارسطو حساب اوس موسی و دیگر افراد تسویه کند و بعد از آن اوس موسی به شهر خودش باز گردد.





















