خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 10

در سریال پایتخت 4 قسمت 10 نقی بعد از اینکه هما داستان فیلم بازی کردنش فهمید صبح فرداش از همه عذرخواهی که این کارش باعث تعجب هما شده بود در ادامه که هما و نقی داشتن باهم دیگر صحبت می کردن ارسطو در حال کابوس دیدن بود و صدا عجیبی ازش می آمد که در آخر از خواب پاشد و رفت سراغ سرلاک بهروز که نقی رفت ازش گرفت و در همان حال فهیمه به آشپزخانه آمد و چون در اون لحظه سرالاک دست نقی بود فکر کرد که نقی داشته سرالاک بهروز را میخورده و کلی بد و بیرا به نقی گفت و رفت.

در ادامه نقی که دیروز بخاطر دعوا و شرایطی که پیش آمد نتوانست بره پاسگاه بالاخر امروز به همراه ارسطو به پاسگاه رفتن که دیالوگ های بین بازجو و نقی بسیار طنز دنبال می شد و باعث شد که مخاطب بعد از دیدن این بخش لحظات شادی را تجربه کند. در آن بازجویی نقی تمامی تقصیر ها رو به گردن ارسطو انداخت تا برای خودش مشکلی درست نشود.

بالاخره اون شبی که بابا پنجعلی دنبالش بود می رسد و قرار است خانواده معمولی امشب به خانه بائو بروند و برای پنجعلی زن بگیرند. در همین راستا مادر ارسطو برای خواستگاری پنجعلی به خانه ارسطو میادش و با اصرار زیادی که به ارسطو برای زن گرفتن می کنه باعث بحث مادر و پسری میشه و این اتفاق بسیار طنز آمیز دنبال می شود. بعد از اینکه به خانه بائو می روند و ارسطو پس از اینکه با عاقد به خانه بائو می رسند در حال شروع مراسم هستند که عاقد حرف هایی می زند که باعث ناراحتی افراد جمع می شود و دونه دونه به بیرون می روند در همین هنگام بارون هم می بارد نقی که میره آنها را از بیرون بیاورد با دیدن باران یادش می افتد باری که در خانه ارسطو گذاشتن داره خیس می شود و از بین می رود برای همین سراسیمه به خانه برمیرگردن و مراسم خواستگاری پنجعلی بهم می خورد.

سریال پایتخت 4 قسمت 10

دیدگاه‌ها