
سریال پایتخت 4 قسمت 2
نکات برجسته سریال پایتخت 4 قسمت 2
در سریال پایتخت 4 قسمت 2 بعد از اینکه بائو در مهمانی پیروزی هما در انتخابات شوراری شهر علی آباد فیلمی که نقی در آن قول داده بود در صورت پیروزی هما در انتخاب در مرده شور خانه خودش را حمام کند را به همه نشان داد حالا نقی در حال تلاش برای انجام این قول است و می خواهد هرطور که شده این قول را عملی کند تا بائو به واسطه این فیلم برای نقی تهدیدی درست نکند.
بالاخره نقی به هر طریقی که بود به قبرستان می رود ولی در ابتدا رجب مسئول مرده شور خانه شستن نقی قبول نمی کرد ولی نقی با اصرار زیادی که داشت بالاخره توانست اونو راضی کنه. نقی که در حال اجرای قولش بود و رجب داشت اونو می شست و ارسطو از این لحظه فیلم می گرفت که بدترین و غیره منتظره ترین چیز ممکن یعنی تمام شدن باتری موبایل ارسطو اتفاق افتاد و مجبور شد به خانه برگرده و شارژر موبایل را بردارد.
زمانی که ارسطو برگشت به خانه از آنجایی که کلید نداشت مجبور شد از دیوار خانه بالا برود که همسایه رو به رویی که به نظر بسیار فضول بود به آن گفت که کسی خانه نیست و در هم قفل کردن و رفتن در نتیجه ارسطو به مسجدی که هما و بچه ها رفته بودن میره تا کلید را بگیره ولی دوباره ارسطو با یک اتفاق غیر منتظره دیگه ای روبه رو میشه.

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 2
در ابتدای این قسمت از سریال پایتخت نقی با ارسطو به مرده شور خانه می روند تا نقی توسط رجب مسئول مرده شور خانه شسته شود تا بتواند حرفش را اجرا کند و به بائو ثابت کند که هر حرفی که می زند را اجرا می کند و الکی حرفی را نمی زند. بعد از کلی مشکل بالاخره رجب بعد از پولی که از نقی می گیرد شروع به شستن آن می کند و ارسطو از او فیلم می گیرد و در فیلم در حال صحبت کردن در مورد اجرای قولش بود که باتری موبایل ارسطو تمام می شود و او مجبور است به اصرار نقی به خانه برگردد و شارژر را بیارد تا موبایلش را شارژ کند.
زمانی که ارسطو به خانه برگشت با دری بسته روبه رو شد و متوجه شد کسی خانه نیست و همراهشم کلید نبود و هرطوری شده باید هما و بقییه را پیدا می کرد تا کلید را از آنها بگیرد و شارژر از خانه بردارد. بعد از اینکه ارسطو هما را پیدا کرد و قضیه نقی براش تعریف کرد هما بسیار شاکی شد و از نقی به عنوان بچه سوم خودش نام برد.
در ادامه یکی از همسایگان به سمت ارسطو و هما میاد و خبری از بابا پنجعلی می دهد که او در خانه بائو رفته و باعث مزاحمت آنها شده و هما ارسطو را با اینکه باید پیش نقی بر می گشت فرستاد دنبال پنجعلی تا بیش تر از این باعث آبروریزی نشود و بعد از اینکه ارسطو پنجعلی رساند به قبرستان بازگشت و با شهرمیرزادی ها که به دنبال پدر مرحومشون آمده بودند روبه رو شد که باعث ترس هر دو طرف شد و لحظات بسیار طنزی را رقم زد.
نکات برجسته سریال پایتخت 4 قسمت 2
در سریال پایتخت 4 قسمت 2 بعد از اینکه بائو در مهمانی پیروزی هما در انتخابات شوراری شهر علی آباد فیلمی که نقی در آن قول داده بود در صورت پیروزی هما در انتخاب در مرده شور خانه خودش را حمام کند را به همه نشان داد حالا نقی در حال تلاش برای انجام این قول است و می خواهد هرطور که شده این قول را عملی کند تا بائو به واسطه این فیلم برای نقی تهدیدی درست نکند.
بالاخره نقی به هر طریقی که بود به قبرستان می رود ولی در ابتدا رجب مسئول مرده شور خانه شستن نقی قبول نمی کرد ولی نقی با اصرار زیادی که داشت بالاخره توانست اونو راضی کنه. نقی که در حال اجرای قولش بود و رجب داشت اونو می شست و ارسطو از این لحظه فیلم می گرفت که بدترین و غیره منتظره ترین چیز ممکن یعنی تمام شدن باتری موبایل ارسطو اتفاق افتاد و مجبور شد به خانه برگرده و شارژر موبایل را بردارد.
زمانی که ارسطو برگشت به خانه از آنجایی که کلید نداشت مجبور شد از دیوار خانه بالا برود که همسایه رو به رویی که به نظر بسیار فضول بود به آن گفت که کسی خانه نیست و در هم قفل کردن و رفتن در نتیجه ارسطو به مسجدی که هما و بچه ها رفته بودن میره تا کلید را بگیره ولی دوباره ارسطو با یک اتفاق غیر منتظره دیگه ای روبه رو میشه.

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 2
در ابتدای این قسمت از سریال پایتخت نقی با ارسطو به مرده شور خانه می روند تا نقی توسط رجب مسئول مرده شور خانه شسته شود تا بتواند حرفش را اجرا کند و به بائو ثابت کند که هر حرفی که می زند را اجرا می کند و الکی حرفی را نمی زند. بعد از کلی مشکل بالاخره رجب بعد از پولی که از نقی می گیرد شروع به شستن آن می کند و ارسطو از او فیلم می گیرد و در فیلم در حال صحبت کردن در مورد اجرای قولش بود که باتری موبایل ارسطو تمام می شود و او مجبور است به اصرار نقی به خانه برگردد و شارژر را بیارد تا موبایلش را شارژ کند.
زمانی که ارسطو به خانه برگشت با دری بسته روبه رو شد و متوجه شد کسی خانه نیست و همراهشم کلید نبود و هرطوری شده باید هما و بقییه را پیدا می کرد تا کلید را از آنها بگیرد و شارژر از خانه بردارد. بعد از اینکه ارسطو هما را پیدا کرد و قضیه نقی براش تعریف کرد هما بسیار شاکی شد و از نقی به عنوان بچه سوم خودش نام برد.
در ادامه یکی از همسایگان به سمت ارسطو و هما میاد و خبری از بابا پنجعلی می دهد که او در خانه بائو رفته و باعث مزاحمت آنها شده و هما ارسطو را با اینکه باید پیش نقی بر می گشت فرستاد دنبال پنجعلی تا بیش تر از این باعث آبروریزی نشود و بعد از اینکه ارسطو پنجعلی رساند به قبرستان بازگشت و با شهرمیرزادی ها که به دنبال پدر مرحومشون آمده بودند روبه رو شد که باعث ترس هر دو طرف شد و لحظات بسیار طنزی را رقم زد.




















