
سریال فرام فصل 4 قسمت 7
From - S04 - E07
خلاصه داستان سریال فرام فصل 4 قسمت 7
سریال from فصل چهارم قسمت 7 با شرایطی متفاوت در شهر آغاز می شود. بعد از پیدا شدن در مخفی زیرزمین کلونی هاوس و تایید بخشی از دیدگاه های جید، بوید تصمیم می گیرد دیگر اطلاعات را میان افراد محدودی نگه ندارد. او به همراه جید نظریه ای را با ساکنان در میان می گذارد که می تواند مهم ترین سرنخ آنها برای فرار از شهر باشد. بر اساس این نظریه، تابیتا همانند میراندا یکی از زنانی است که در چرخه های مختلف به این مکان بازگشته و کودکان موسوم به انگکووی در گذشته قربانی شده اند. جید و بوید معتقدند استخوان های این کودکان می تواند کلید شکستن این چرخه باشد. همچنین احتمال می دهند جیم به دلیل نزدیک شدن به همین حقیقت توسط مرد زردپوش کشته شده باشد. این بار همه ساکنان در جریان قرار می گیرند و قرار می شود برای پیدا کردن راهی جهت باز کردن در و نابودی استخوان ها همکاری کنند.
تابیتا نیز درباره این موضوع با جولی و ایتن صحبت می کند. جولی با توجه به تجربه های قبلی خود و توانایی Storywalking، بیشتر از گذشته به این نظریه اعتماد دارد. او همچنین به یاد آورده که چگونه توانسته عروسک های غول پیکر را در جنگل متوقف کند و همین خاطره برای تابیتا و دیگران نشانه ای از ارتباط زندگی های گذشته با اتفاقات زمان حال محسوب می شود. در همین حال، هنری واکنش سختی به خبر تناسخ میراندا نشان می دهد. وضعیت او به دلیل خونی که سوفیا در نوشیدنی اش ریخته همچنان نگران کننده است و او علاوه بر مصرف الکل، دچار تصاویر و توهمات عجیبی می شود. هنری خود را در تخت بیمارستان می بیند و در این تصاویر، ویکتور جوان را در کنار خود مشاهده می کند.

سریال from فصل 4 قسمت 7
ویکتور نیز تصمیم می گیرد برای کشف حقیقت درباره مرد زردپوش قدم دیگری بردارد. او از تابیتا و ایتن می خواهد همراهش شوند و به سراغ خودروی قهوه ای رنگی بروند که مرد زردپوش هنگام ورود به شهر با آن آمده بود. ویکتور از نزدیک شدن به این خودرو وحشت دارد، زیرا آن را با گذشته و مرگ مادرش مرتبط می داند. آنها در نهایت داخل خودرو را بررسی می کنند و ویکتور در داشبورد یک کیسه پر از دندان های انسان پیدا می کند. این کشف او را بیشتر می ترساند، زیرا شباهت میان شرایط فعلی و اتفاقاتی که برای میراندا رخ داد، برایش آشکارتر می شود. ویکتور به یاد می آورد که میراندا همراه یک دختر و یک پسر وارد شهر شده بود و حالا تابیتا نیز همراه جولی و ایتن در همین شرایط قرار گرفته است. او نگران است که تاریخ دوباره تکرار شود و این بار ایتن در مرکز این چرخه قرار داشته باشد.
در بخش دیگری از داستان، بوید تلاش می کند از اطلاعاتی که درباره موجودات شبانه و توانایی های جدید آنها به دست آمده استفاده کند. او از آکوستا می خواهد درباره مرد زردپوش تحقیق کند و هر اطلاعاتی که می تواند درباره او و گذشته اش جمع آوری کند. همزمان، بوید و دیگران به این فکر می افتند که از توتم های بزرگی که در سکونتگاه پیدا شده اند برای مقابله با موجودات استفاده کنند. آنها هنوز نمی دانند این اشیا دقیقا چه قدرتی دارند، اما تصمیم می گیرند یکی از آنها را در برابر موجودات آزمایش کنند. در این مرحله، سریال از جانب سرنخ های تازه نشان می دهد که قوانین این مکان هنوز برای ساکنان کاملا شناخته نشده و هر راه حلی ممکن است نتیجه ای متفاوت از انتظار آنها داشته باشد.
فاطیما نیز همچنان ارتباط عجیب خود با اسمایلی را احساس می کند. او از زمانی که موجود را به دنیا آورده، می گوید بخشی از ترس و احساسات او را درک می کند. همین ارتباط در ادامه قسمت به یکی از مهم ترین اتفاقات تبدیل می شود. در طرف دیگر، سوفیا مخفیانه مشغول اجرای نقشه خود است. او متوجه می شود که ساکنان قصد دارند از توتم ها علیه موجودات استفاده کنند و برای جلوگیری از موفقیت آنها به سراغ تخم مرموزی می رود که در اختیار دارد. سوفیا با استفاده از آن تلاش می کند راجر را دوباره زنده کند؛ موجودی که ظاهری شبیه یک انسان دارد اما وضعیت او نشان می دهد دیگر همان فرد قبلی نیست.

سریال فرام فصل 4 قسمت 7
در نهایت، بوید تصمیم می گیرد آزمایش توتم ها را انجام دهد. با توجه به لرزش های دست و وضعیت جسمی بوید، الیس و کنی اجازه نمی دهند خودش برای آزمایش بیرون برود و کنی داوطلب می شود. او در شب به یکی از موجودات نزدیک می شود و توتم را با یک نیزه وارد بدن آن می کند، اما برخلاف انتظار، هیچ اتفاقی رخ نمی دهد. موجودات خیلی سریع متوجه حضور کنی می شوند و راه های فرار او را می بندند. اسمایلی نیز به دنبال او می رود و کنی برای نجات جان خود روی سقف اتوبوس پناه می گیرد.
در همین لحظه، ارتباط فاطیما با اسمایلی اهمیت واقعی خود را نشان می دهد. فاطیما می تواند آنچه اسمایلی می بیند مشاهده کند و وقتی کنی در محاصره موجودات قرار می گیرد، فاطیما تلاش می کند اسمایلی را متوقف کند. اسمایلی برای لحظاتی از حمله دست می کشد و همین فرصت باعث می شود کنی زنده بماند. همزمان، راجر که دوباره زنده شده وارد کلونی هاوس می شود و الیگین برای متوقف کردن او از همان نیزه استفاده می کند. قسمت با همزمانی این دو بحران به پایان می رسد؛ در حالی که آزمایش توتم شکست خورده، اسمایلی همچنان آزاد است، راجر دوباره به حرکت درآمده و ارتباط فاطیما با موجودات شبانه به یک عامل تعیین کننده در ادامه داستان تبدیل شده است.
خلاصه داستان سریال فرام فصل 4 قسمت 7
سریال from فصل چهارم قسمت 7 با شرایطی متفاوت در شهر آغاز می شود. بعد از پیدا شدن در مخفی زیرزمین کلونی هاوس و تایید بخشی از دیدگاه های جید، بوید تصمیم می گیرد دیگر اطلاعات را میان افراد محدودی نگه ندارد. او به همراه جید نظریه ای را با ساکنان در میان می گذارد که می تواند مهم ترین سرنخ آنها برای فرار از شهر باشد. بر اساس این نظریه، تابیتا همانند میراندا یکی از زنانی است که در چرخه های مختلف به این مکان بازگشته و کودکان موسوم به انگکووی در گذشته قربانی شده اند. جید و بوید معتقدند استخوان های این کودکان می تواند کلید شکستن این چرخه باشد. همچنین احتمال می دهند جیم به دلیل نزدیک شدن به همین حقیقت توسط مرد زردپوش کشته شده باشد. این بار همه ساکنان در جریان قرار می گیرند و قرار می شود برای پیدا کردن راهی جهت باز کردن در و نابودی استخوان ها همکاری کنند.
تابیتا نیز درباره این موضوع با جولی و ایتن صحبت می کند. جولی با توجه به تجربه های قبلی خود و توانایی Storywalking، بیشتر از گذشته به این نظریه اعتماد دارد. او همچنین به یاد آورده که چگونه توانسته عروسک های غول پیکر را در جنگل متوقف کند و همین خاطره برای تابیتا و دیگران نشانه ای از ارتباط زندگی های گذشته با اتفاقات زمان حال محسوب می شود. در همین حال، هنری واکنش سختی به خبر تناسخ میراندا نشان می دهد. وضعیت او به دلیل خونی که سوفیا در نوشیدنی اش ریخته همچنان نگران کننده است و او علاوه بر مصرف الکل، دچار تصاویر و توهمات عجیبی می شود. هنری خود را در تخت بیمارستان می بیند و در این تصاویر، ویکتور جوان را در کنار خود مشاهده می کند.

سریال from فصل 4 قسمت 7
ویکتور نیز تصمیم می گیرد برای کشف حقیقت درباره مرد زردپوش قدم دیگری بردارد. او از تابیتا و ایتن می خواهد همراهش شوند و به سراغ خودروی قهوه ای رنگی بروند که مرد زردپوش هنگام ورود به شهر با آن آمده بود. ویکتور از نزدیک شدن به این خودرو وحشت دارد، زیرا آن را با گذشته و مرگ مادرش مرتبط می داند. آنها در نهایت داخل خودرو را بررسی می کنند و ویکتور در داشبورد یک کیسه پر از دندان های انسان پیدا می کند. این کشف او را بیشتر می ترساند، زیرا شباهت میان شرایط فعلی و اتفاقاتی که برای میراندا رخ داد، برایش آشکارتر می شود. ویکتور به یاد می آورد که میراندا همراه یک دختر و یک پسر وارد شهر شده بود و حالا تابیتا نیز همراه جولی و ایتن در همین شرایط قرار گرفته است. او نگران است که تاریخ دوباره تکرار شود و این بار ایتن در مرکز این چرخه قرار داشته باشد.
در بخش دیگری از داستان، بوید تلاش می کند از اطلاعاتی که درباره موجودات شبانه و توانایی های جدید آنها به دست آمده استفاده کند. او از آکوستا می خواهد درباره مرد زردپوش تحقیق کند و هر اطلاعاتی که می تواند درباره او و گذشته اش جمع آوری کند. همزمان، بوید و دیگران به این فکر می افتند که از توتم های بزرگی که در سکونتگاه پیدا شده اند برای مقابله با موجودات استفاده کنند. آنها هنوز نمی دانند این اشیا دقیقا چه قدرتی دارند، اما تصمیم می گیرند یکی از آنها را در برابر موجودات آزمایش کنند. در این مرحله، سریال از جانب سرنخ های تازه نشان می دهد که قوانین این مکان هنوز برای ساکنان کاملا شناخته نشده و هر راه حلی ممکن است نتیجه ای متفاوت از انتظار آنها داشته باشد.
فاطیما نیز همچنان ارتباط عجیب خود با اسمایلی را احساس می کند. او از زمانی که موجود را به دنیا آورده، می گوید بخشی از ترس و احساسات او را درک می کند. همین ارتباط در ادامه قسمت به یکی از مهم ترین اتفاقات تبدیل می شود. در طرف دیگر، سوفیا مخفیانه مشغول اجرای نقشه خود است. او متوجه می شود که ساکنان قصد دارند از توتم ها علیه موجودات استفاده کنند و برای جلوگیری از موفقیت آنها به سراغ تخم مرموزی می رود که در اختیار دارد. سوفیا با استفاده از آن تلاش می کند راجر را دوباره زنده کند؛ موجودی که ظاهری شبیه یک انسان دارد اما وضعیت او نشان می دهد دیگر همان فرد قبلی نیست.

سریال فرام فصل 4 قسمت 7
در نهایت، بوید تصمیم می گیرد آزمایش توتم ها را انجام دهد. با توجه به لرزش های دست و وضعیت جسمی بوید، الیس و کنی اجازه نمی دهند خودش برای آزمایش بیرون برود و کنی داوطلب می شود. او در شب به یکی از موجودات نزدیک می شود و توتم را با یک نیزه وارد بدن آن می کند، اما برخلاف انتظار، هیچ اتفاقی رخ نمی دهد. موجودات خیلی سریع متوجه حضور کنی می شوند و راه های فرار او را می بندند. اسمایلی نیز به دنبال او می رود و کنی برای نجات جان خود روی سقف اتوبوس پناه می گیرد.
در همین لحظه، ارتباط فاطیما با اسمایلی اهمیت واقعی خود را نشان می دهد. فاطیما می تواند آنچه اسمایلی می بیند مشاهده کند و وقتی کنی در محاصره موجودات قرار می گیرد، فاطیما تلاش می کند اسمایلی را متوقف کند. اسمایلی برای لحظاتی از حمله دست می کشد و همین فرصت باعث می شود کنی زنده بماند. همزمان، راجر که دوباره زنده شده وارد کلونی هاوس می شود و الیگین برای متوقف کردن او از همان نیزه استفاده می کند. قسمت با همزمانی این دو بحران به پایان می رسد؛ در حالی که آزمایش توتم شکست خورده، اسمایلی همچنان آزاد است، راجر دوباره به حرکت درآمده و ارتباط فاطیما با موجودات شبانه به یک عامل تعیین کننده در ادامه داستان تبدیل شده است.