خلاصه داستان

نکات برجسته سریال پایتخت 7 قسمت 22

رسیدیم به ایستگاه پایانی سریال پایتخت 7 این قسمت با حال هوای جدیدی شروع شد و در ابتدا با حضور تماشاگران در برج میلاد و حمایت طرفداران این سریال شروع شد که نشان میداد هنوز یکی از پرطرفدار ترین سریال های حال حاضر صدا و سیمای ایران به حساب میاد.

از اونجایی که رحمت در یک جای دور افتاده و در ارتفاع بالا با بهتاش قرار داشت تا بر سر موضوع ازدواج مادرش باهاش صحبت کند از طرفی ترس اینو داشت که بهتاش بلایی سرش بیارد ولی این اتفاق نیفتاد و بهتاش صحبت های احساسی خودش را شروع کرد و به رحمت گوش زد کرد که باید در ازدواج با مادرش خیلی چیزا را رعایت کند که یکی از صحنه های طنز این قسمت بود.

بعد از صحبت ها رحمت و فهیمه از فرصت پیش آمده استفاده کردن و در حرم امام رضا کار را یک سره کردن در ادامه که همه به فکر ازدواج این دو نفر بودن و شرط فهمیه را رحمت انجام داد اصل قضیه داشت پیگیری می شد که باید از شهاب سنک مواظبت میکردن تا به هدفشون برسن که از قضا برای شهاب سنگ که در قسمت های گذشته دیدیم به نظر میومد مشکلی به وجود آمده است و قضیه حلقه ازدواج را همه متوجه میشن و عین حال بهتاش به ارسطو و رحمت خبر بدی می دهد که نشان دهنده از بین رفتن تمام نقشه هایشان است

حالا شک و شبه ها به دیگر افرادی که قضیه میدانستن شروع می شود و داستان به جاهایی که نباید کشیده می شود بعد از آن تصمیم میگیرن که قضیه به نقی بگن که پیامد های خوبی نداره و نقی و هما قهر میکنن و از پیش آن ها میروند و در آخر با گذشت نقی و عذرخواهی آن ها داستان به پایان می رسد.

سریال پایتخت 7 قسمت آخر

خلاصه داستان سریال پایتخت 7 قسمت آخر

در اخر این فصل از سریال پایتخت رحمت به یک ریسک بزرگ دست می زند و به دعوت بهتاش برای صحبت راجب ازداواج با مادرش را قبول می کند. و صحبت های آن ها با ترس شدید رحمت شروع میشود بهتاش یک سری تهدید هایی اساسی بهداشت را می کند و به می گوید که اگر خارج از آن عمل کند با اون طرف است و رحمت از ترسش هم که شده قبول می کند. سپس رحمت و فهیمه همانطور که از قبل اوس موسا گفته بود در حرم امام رضا عقد میکنند قبل از آن فهمیه از رحمت میخواد که هر رازی که دارد را بهش بگوید همانطور که میدانیم راز اصلی فیلم را بهش می گوید و فهیمه هم از وجود شهاب سنگ باخبر میشود.

مهم ترین داستان فیلم در این نقظه رقم میخورد بهتاش زمانی که برای شست شوی ماشین رفته بود در حالی که از شهاب سنگ هم مواظبت کند متوجه می شود که شهاب سنگ گم شده و بلافاصله به رحمت و ارسطو اطلاع می دهد و آن ها سریع میرن سمت کمپر دعوا اصلی شروع می شود و به یکدیگر تهمت میزنن و بعد از آن به خانه اوس موسا بر میگردن و قضیه به نقی میگن و بعد از اون نقی متوجه نامردی آن ها می شود و با آن ها قهر می کند بعد از این کش و قوس ها با یک دیگر آشتی میکنن و داستان این فصل هم به پایان می رسد.

دیدگاه‌ها