خلاصه داستان
سه دونگ سه دونگ - قسمت4 نصرت عشقی سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش مسعود، محمود و منصور آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش پرویز است که 10 سال قبل از ایران مهاجرت کرده و ..

دیدگاه‌ها