سریال افسانه جومونگ قست 13 - تماشا آنلاین

سریال افسانه جومونگ قست 13

Jumong - E13

پخش
خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال افسانه جومونگ قسمت 13

درسریال افسانه جومونگ قسمت 13، داستان وارد یکی از احساسی‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع خود می‌شود. جومونگ سرانجام از زبان یومی‌اول حقیقت تولدش را می‌شنود و درمی‌یابد که هه‌موسو پدر واقعی او بوده است، نه پادشاه گئوم‌وا. این حقیقت، زندگی او را دگرگون می‌کند و باعث می‌شود تصمیمی بگیرد که آینده بویو و مسیر زندگی خودش را تغییر دهد.

قسمت بیست‌وسوم با دیدار جومونگ و یومی‌اول آغاز می‌شود. یومی‌اول که سال‌ها بار سنگین پنهان کردن حقیقت را بر دوش کشیده، دیگر توان ادامه این سکوت را ندارد. او اعتراف می‌کند که سال‌ها پیش، برای حفظ بویو و بر اساس برداشتی که از پیشگویی‌ها داشته، هه‌موسو را به نیروهای هان تحویل داده و پس از بازگشت او نیز دستور داده بود بیست سال در زندانی مخفی نگهداری شود. سپس حقیقت بزرگ را بر زبان می‌آورد؛ هه‌موسو پدر واقعی جومونگ بوده است. شنیدن این سخنان، جومونگ را در شوکی عمیق فرو می‌برد. او خاطرات روزهایی را به یاد می‌آورد که بی‌آنکه بداند، در کنار پدرش آموزش دیده بود و آخرین لحظات زندگی او را دیده بود. جومونگ از شدت اندوه به کوهستان می‌رود و با فریاد نام پدرش را صدا می‌زند. او اکنون می‌فهمد چرا از همان نخستین دیدار، احساس نزدیکی عجیبی نسبت به هه‌موسو داشت و چرا استادش تا این اندازه به آینده او امیدوار بود.

پس از آرام شدن نسبی، جومونگ نزد مادرش یوهوا می‌رود و حقیقت را از او می‌پرسد. یوهوا که دیگر راهی برای پنهان کردن گذشته ندارد، همه چیز را برای پسرش بازگو می‌کند؛ از عشقش به هه‌موسو، مبارزه او برای آزادی مردم، حمله ارتش هان، اسارت طولانی هه‌موسو و تصمیم گئوم‌وا برای پناه دادن به او و فرزندش. جومونگ سپس با گئوم‌وا نیز گفت‌وگو می‌کند. گئوم‌وا حقیقت را انکار نمی‌کند و توضیح می‌دهد که از همان ابتدا می‌دانسته جومونگ فرزند هه‌موسو است، اما او را مانند فرزند خود بزرگ کرده است. این گفت‌وگو احساسات متناقضی در جومونگ ایجاد می‌کند؛ از یک سو برای پدری که هرگز نشناخته اندوهگین است و از سوی دیگر قدردان محبت گئوم‌وا باقی می‌ماند.

افسانه جومونگ قسمت 13

افسانه جومونگ قسمت سیزدهم

در همین زمان، یونگ‌پو نقشه تازه‌ای برای حذف جومونگ اجرا می‌کند. او با همکاری دوچی، بویونگ را گروگان می‌گیرد و پیامی برای جومونگ می‌فرستد: اگر می‌خواهد بویونگ زنده بماند، باید از رقابت انتخاب ولیعهد کناره‌گیری کند. جومونگ در برابر انتخابی بسیار دشوار قرار می‌گیرد. او می‌داند ادامه رقابت می‌تواند آینده بویو را تغییر دهد، اما حاضر نیست جان بویونگ را قربانی جاه‌طلبی سیاسی کند. سرانجام تصمیم می‌گیرد از رقابت انصراف دهد و این تصمیم را شخصاً به پادشاه گئوم‌وا اعلام می‌کند. این خبر همه دربار را شوکه می‌کند. گئوم‌وا که امید زیادی به پیشرفت جومونگ داشت، از تصمیم او ناامید می‌شود، در حالی که ملکه، دائه‌سو و یونگ‌پو از کنار رفتن بزرگ‌ترین رقیب خود خوشحال هستند.

پس از اعلام انصراف، یونگ‌پو به وعده خود عمل می‌کند و بویونگ آزاد می‌شود. اما بویونگ که خود را عامل از بین رفتن آینده جومونگ می‌داند، دچار عذاب وجدان شدیدی می‌شود. او حتی پیشنهاد ازدواج اوی را نیز نمی‌پذیرد و تصمیم می‌گیرد همراه خواهر و برادر کوچکش بی‌سروصدا بویو را ترک کند تا دیگر باری بر دوش جومونگ نباشد. این اتفاق، اوی را به‌شدت ناراحت می‌کند، اما تصمیم بویونگ تغییری نمی‌کند.

در قسمت بیست‌وچهارم، جومونگ که دیگر انگیزه‌ای برای ماندن در قصر ندارد، تصمیم می‌گیرد راه ناتمام هه‌موسو را دنبال کند. او از اوماهیوب، یکی از یاران قدیمی هه‌موسو، درباره نیروهای «دامول» و مبارزانی که هنوز برای آزادی سرزمین‌های باستانی می‌جنگند، اطلاعات به دست می‌آورد. جومونگ به این نتیجه می‌رسد که برای شناخت واقعی پدرش و آرمان او باید مدتی بویو را ترک کند و ردپای سپاه دامول را دنبال کند. پیش از حرکت، نزد مادرش می‌رود و تصمیمش را با او در میان می‌گذارد. یوهوا با وجود نگرانی فراوان، می‌داند این سفر برای رشد جومونگ ضروری است و با اشک او را بدرقه می‌کند.

افسانه جومونگ قسمت سیزدهم

قسمت 13 افسانه جومونگ

پیش از ترک بویو، جومونگ به دیدار سوسانو می‌رود. او دلیل واقعی سفرش را فاش نمی‌کند، اما به سوسانو می‌گوید مدتی از بویو دور خواهد بود. سپس انگشتری یادگار هه‌موسو را که از مادرش گرفته است، به سوسانو می‌سپارد و از او می‌خواهد تا زمان بازگشت، آن را نزد خود نگه دارد. همچنین اعتراف می‌کند که بخشی از قلبش را نزد سوسانو می‌گذارد. این دیدار، یکی از تأثیرگذارترین لحظات داستان است و نشان می‌دهد احساسات میان این دو شخصیت بیش از گذشته عمیق شده است، هرچند هنوز به‌صورت آشکار بیان نمی‌شود.

در پایان قسمت بیست‌وچهارم، جومونگ به همراه ماری، اوی و هیوپ‌بو بویو را ترک می‌کند تا در جست‌وجوی بازماندگان سپاه دامول و آرمان ناتمام هه‌موسو راهی سفری سرنوشت‌ساز شود. هم‌زمان در بویو، وزیران از گئوم‌وا می‌خواهند با کنار رفتن جومونگ، دائه‌سو را ولیعهد اعلام کند، اما گئوم‌وا هنوز حاضر نیست چنین تصمیمی بگیرد و معتقد است رقابت برای جانشینی نباید به این شکل پایان یابد. این دو قسمت، پایان یک فصل از زندگی جومونگ و آغاز مرحله‌ای تازه از مسیر او برای تبدیل شدن به رهبر آینده گوگوریو را رقم می‌زنند.

دیدگاه‌ها