خلاصه داستان

نکات برجسته سریال پایتخت 6 قسمت 4

در ابتدا فیلم پس از 20 روز که گذشته پی گیری می شود و داستان پس از آن بیست روز دنبال می شود. ارسطو پیش آرایشگاه رحمت تا با اون راجبه اتفاقاتی که براش افتاده صحبت کنه و کمی درد و دل کنه در ادامه رحمت بهش پیشنهاد میده که برن فرودگاه به استقبال نقی که ابتدا با مخالفت ارسطو همراه میشه بخاطر شرایط مالیش ولی هرطور شده این مشکل حل میکنه و به استقبال نقی میره.

زمانی که رحمت ارسطو در فرودگاه میبینه با چیز های غیر قابل پیش بینی روبه رو میشه و میبینه که ارسطو با یک ظاهری متفاوت باهاش رو به رو شده و کار هایی که از ارسطو بر نمی آمدو انجام داده و متعجب میشه در ادامه بهتاش یک خبر خوشحال کننده به مادرش داد.

در ادامه بعد از برگشت نقی خانوادش با کله شکسته اون رو به رو میشن که کلش شکسته بعد از پیگیری های زیاد متوجه میشن که در مراسم سنگ زنی کلش شکسته بعد از اون به خانه میان و در مهمانی که ارسطو برای نقی گرفتن میرن و بعد از اون آب زمزمی که نقی از میگه آورده بود را در آب برنج میریزن و داستان جدید و پر چالش نقی و خانوادش شروع می شود.

سریال پایتخت 6 قسمت 4

خلاصه داستان سریال پایتخت 6 قسمت 4

بالاخره نقی معمولی به مکه میره و پس از بیست روز بر میگرده پس از برگشتش دوباره داستان های همیشگی سریال پایتخت شروع میشه، ارسطو که در شرایط مالی بسیار بدی قرار داشت نمیتوانست قبول کنه که زمانی که نقی میاد او براش کاری انجام نده پس به این نتیجه میرسه که از دوستش پول قرض بگیره با اون پول میره و برای نقی یک مهمانی برگزا میکنه.

از حالا به بعد نقی دیگه شده حاج نقی و باید او را حاجی صدا کنند در همین راستا فهیمه تمام آب های زمزمی که نقی از مکه آورده بود را به در آب برنج ریختن و دیگه آب زمزمی نمونده که به مهمان های نقی بدن و این موضوع بسیار هما و فهیمه آزار داد .

حالا نوبت به دادن رسیدن سوغاتی ها رسیده که نقی مثل همیشه همه را سوپرایز کرده و تمامی سوغاتی ها را برای هما آورده بود که صدای بهتاش در آورد و از این موضوع ناراحت شد و از گرفتن هدیه از نقی منصرف و اون تسبیهی که نقی بهش داد را بهش پس داد

دیدگاه‌ها