
سریال پایتخت 5 قسمت 14
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 14
در سریال پایتخت 5 قسمت 14 پس از آنکه الیزابت به آن ها گفت که ماشین دارد خانواده معمولی امیدی تازه گرفت پس از آن باید برای درست کردن این ماشین اقدام میکردن به همین منظور رحمت و ارسطو راهی شهر شدن تا برای ماشینی که فردا میخواهند باهاش به سمت لاذقیه برن گازوئیل پیدا کنند پس از مدتی یک ماشین از کار افتاده ای را پیدا کردن که در آن گازوئیل داشت و آن را داخل دبه ریختن.
یکی از بخش های طنز این قسمت زمانی بود که خانواده معمولی باید پاسبانی میکردن در این اتفاق صحنه های طنز زیادی اتفاق افتاد که مخاطب پس از دیدن آن لحظات شاد و خنده داری را تجربه خواهد کرد.
از آنجایی که هنوز رحمت و دیگران به الیزابت شک داشتن هما این قضیه به او میگه و اون دلخور میشه در ادامه که هما و دختر هایش خوابیده بودن الیزابت با حسرت به آن ها نگاه میکرد که پس مدتی هما بیدار شد و الیزابت به او گفت که من هم یک بچه داره که تعجب هما را به همراه داشت.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 14
ارسطو پس از پیدا کردن گازوئیل برای ماشین به خانه برگشت و زمانی که خیلی خسته بود الیزابت از اون خواست که همراهش برود تا ماشین را درست کنن ولی ارسطو باتوجه به بی اعتمادی و ترسی که داشت قبول نکرد و بهانه خستگی آورد که الیزابت پذیرفت و قرار شد فردا صبح زود برای درست کردن ماشین اقدام کنن.
زمانی که خانواده معمولی پست دادن نوبتی کرده بودن یک صحنه بسیار طنزی رقم خورد، زمانی که نوبت بهتاش شده بود که پست بده اون سیگار هایی که از جیب داعشی برداشته بود را کشید اون سیگار ها باعث شد که او توهم بزند و در حالی که داعشی وجود نداشت اون داعشی میدید و شروع به شلیک کردن کرد که باعث تمامی اعضای خانواده از خواب پاشن و بعد آنها متوجه شن که بهتاش توهم زده است.
بعد از گذشت شب به هر نحوی که شده صبح شد و ارسطو و الیزابت رفتن که ماشین درست کنن که دیدن ماشین تعجب ارسطو را به همراه داشت زیرا این ماشین بسیار متفاوتی بود سپس ارسطو این ماشین را درست کرد و همراه بهتاش رفتن دنبال خانواده که راهی لاذقیه که شهر امین سوریه بود بشن.
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 14
در سریال پایتخت 5 قسمت 14 پس از آنکه الیزابت به آن ها گفت که ماشین دارد خانواده معمولی امیدی تازه گرفت پس از آن باید برای درست کردن این ماشین اقدام میکردن به همین منظور رحمت و ارسطو راهی شهر شدن تا برای ماشینی که فردا میخواهند باهاش به سمت لاذقیه برن گازوئیل پیدا کنند پس از مدتی یک ماشین از کار افتاده ای را پیدا کردن که در آن گازوئیل داشت و آن را داخل دبه ریختن.
یکی از بخش های طنز این قسمت زمانی بود که خانواده معمولی باید پاسبانی میکردن در این اتفاق صحنه های طنز زیادی اتفاق افتاد که مخاطب پس از دیدن آن لحظات شاد و خنده داری را تجربه خواهد کرد.
از آنجایی که هنوز رحمت و دیگران به الیزابت شک داشتن هما این قضیه به او میگه و اون دلخور میشه در ادامه که هما و دختر هایش خوابیده بودن الیزابت با حسرت به آن ها نگاه میکرد که پس مدتی هما بیدار شد و الیزابت به او گفت که من هم یک بچه داره که تعجب هما را به همراه داشت.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 14
ارسطو پس از پیدا کردن گازوئیل برای ماشین به خانه برگشت و زمانی که خیلی خسته بود الیزابت از اون خواست که همراهش برود تا ماشین را درست کنن ولی ارسطو باتوجه به بی اعتمادی و ترسی که داشت قبول نکرد و بهانه خستگی آورد که الیزابت پذیرفت و قرار شد فردا صبح زود برای درست کردن ماشین اقدام کنن.
زمانی که خانواده معمولی پست دادن نوبتی کرده بودن یک صحنه بسیار طنزی رقم خورد، زمانی که نوبت بهتاش شده بود که پست بده اون سیگار هایی که از جیب داعشی برداشته بود را کشید اون سیگار ها باعث شد که او توهم بزند و در حالی که داعشی وجود نداشت اون داعشی میدید و شروع به شلیک کردن کرد که باعث تمامی اعضای خانواده از خواب پاشن و بعد آنها متوجه شن که بهتاش توهم زده است.
بعد از گذشت شب به هر نحوی که شده صبح شد و ارسطو و الیزابت رفتن که ماشین درست کنن که دیدن ماشین تعجب ارسطو را به همراه داشت زیرا این ماشین بسیار متفاوتی بود سپس ارسطو این ماشین را درست کرد و همراه بهتاش رفتن دنبال خانواده که راهی لاذقیه که شهر امین سوریه بود بشن.