
سریال پایتخت 5 قسمت 11
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 11
در سریال پایتخت 5 قسمت 11 مهمت دوست نقی آنها را سوار بالن کرد و نقی بخاطر اینکه دوستش این کار را برای آنها انجام داده بود خودش را باعث بانی این تفریح می دانست و مدام این موضوع به ارسطو یاد آوری می کرد. در ادامه که همه داشتن از فضا لذت میبردن تنش های زیادی در حال شکل گرفتن بود که داشت این بالن سواری به کام همه تلخ می کرد و حرف هایی که جایش نبود در بالن داشت بازگو می شد.
در حالی که روی بالن همه فکر میکردن وقت مناسبی باشه که یک سری صحبت انجام بشه بخاطر اینکه روی بالن همه حال خوبی دارن ولی نتیجه برعکس داد نقی در حال توضیح خراب کاری بهتاش و رحمان رحیم بود که ارسطو پیش دستی کرد و حرفی که رحمت خیلی وقت بود نیت داشت بگه را می خواست بگه در حالی که رحمت مخالفت می کرد ولی ارسطو کار خودش را انجام داد و قضیه خواستگاری رحمان و رحیم را از سارا و نیکارو گفت که با خشم بسیار شدید نقی و عصبانیت هما همراه شد و رحمت به شدت مورد سرزنش قرار گرفت.
همه در بالن در حال بحث کردن بودن که ماشین هایی که مهمت برای مراقبت از خانواده معمولی فرستاد به دنبال آنها بودن بخاطر اینکه راننده بالن بخاطر مشروبات الکلی که خورده بود مرد و دردسر بزرگی برای آنها درست کرد و تا لبه مرگ رفتن و آینده ای نا معلوم و پر خطری در انتظارشان است.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 11
در ابتدای این قمست از سریال پایتخت همه از اینکه سوار بالن شده بودن بسیار خوشحال بودن و از فضایی که قرار داشتن لذت میبردن تا اینکه اومدن به واسطه همین حال خوبی که دارن یک سری حرف هایی که گفتنش ممکن بود باعث دعوا بشه را گفتن. نقی در حال توضیح دادن دزدی پول ارسطو از کیف هما بود که ارسطو صحبتش قطع کرد و میخواست قضیه خواستگاری رحمان و رحیم از سارا و نیکار پیش بکشه که در ابتدا سوء تفاهم به وجود آمد و فکر کردن که رحمت میخواد از فهیمه خواستگاری کنه این موضوع باعث شد دعوایی بین رحمت و بهتاش شکل بگیره.
بعد از آنکه رحمت گفت سوء تفاهم شده و نیت من این نبوده این حرفش باعث تعجب فهیمه شد و در همین راستا ارسطو تصمیم گرفت اصل داستانی که منظور اصلی حرف رحمت بود را بگه. ارسطو داستان خواستگاری رحمان و رحیم از سارا و نیکارو مطرح کرد که بلافاصله بعد از گفتنش دعوا بین رحمت و نقی شروع شد و هما هم با حرف هایش رحمت را سرزنش می کرد.
در آخر که بالن پر از دعوا و بحث شده بود نقی میخواست کار را یک سره بکنه و داستان دزدی بهتاش را به ارسطو گفت که این بحث هم خالی از دعوا و جنجال به پایان نرسید و ارسطو با نقی و بهتاش به صورت خیلی شدید دعوا کرد. از آنجایی که همه در حال بحث سر موضوعات پیش آمده بودن سارا و نیکا آنها را مطلع کرد که راننده بالن مرده است و آنها در خطر مرگ گرفتار شدن و پس از مدتی که گاز بالن به پایان رسید به دریا افتادن.
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 11
در سریال پایتخت 5 قسمت 11 مهمت دوست نقی آنها را سوار بالن کرد و نقی بخاطر اینکه دوستش این کار را برای آنها انجام داده بود خودش را باعث بانی این تفریح می دانست و مدام این موضوع به ارسطو یاد آوری می کرد. در ادامه که همه داشتن از فضا لذت میبردن تنش های زیادی در حال شکل گرفتن بود که داشت این بالن سواری به کام همه تلخ می کرد و حرف هایی که جایش نبود در بالن داشت بازگو می شد.
در حالی که روی بالن همه فکر میکردن وقت مناسبی باشه که یک سری صحبت انجام بشه بخاطر اینکه روی بالن همه حال خوبی دارن ولی نتیجه برعکس داد نقی در حال توضیح خراب کاری بهتاش و رحمان رحیم بود که ارسطو پیش دستی کرد و حرفی که رحمت خیلی وقت بود نیت داشت بگه را می خواست بگه در حالی که رحمت مخالفت می کرد ولی ارسطو کار خودش را انجام داد و قضیه خواستگاری رحمان و رحیم را از سارا و نیکارو گفت که با خشم بسیار شدید نقی و عصبانیت هما همراه شد و رحمت به شدت مورد سرزنش قرار گرفت.
همه در بالن در حال بحث کردن بودن که ماشین هایی که مهمت برای مراقبت از خانواده معمولی فرستاد به دنبال آنها بودن بخاطر اینکه راننده بالن بخاطر مشروبات الکلی که خورده بود مرد و دردسر بزرگی برای آنها درست کرد و تا لبه مرگ رفتن و آینده ای نا معلوم و پر خطری در انتظارشان است.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 11
در ابتدای این قمست از سریال پایتخت همه از اینکه سوار بالن شده بودن بسیار خوشحال بودن و از فضایی که قرار داشتن لذت میبردن تا اینکه اومدن به واسطه همین حال خوبی که دارن یک سری حرف هایی که گفتنش ممکن بود باعث دعوا بشه را گفتن. نقی در حال توضیح دادن دزدی پول ارسطو از کیف هما بود که ارسطو صحبتش قطع کرد و میخواست قضیه خواستگاری رحمان و رحیم از سارا و نیکار پیش بکشه که در ابتدا سوء تفاهم به وجود آمد و فکر کردن که رحمت میخواد از فهیمه خواستگاری کنه این موضوع باعث شد دعوایی بین رحمت و بهتاش شکل بگیره.
بعد از آنکه رحمت گفت سوء تفاهم شده و نیت من این نبوده این حرفش باعث تعجب فهیمه شد و در همین راستا ارسطو تصمیم گرفت اصل داستانی که منظور اصلی حرف رحمت بود را بگه. ارسطو داستان خواستگاری رحمان و رحیم از سارا و نیکارو مطرح کرد که بلافاصله بعد از گفتنش دعوا بین رحمت و نقی شروع شد و هما هم با حرف هایش رحمت را سرزنش می کرد.
در آخر که بالن پر از دعوا و بحث شده بود نقی میخواست کار را یک سره بکنه و داستان دزدی بهتاش را به ارسطو گفت که این بحث هم خالی از دعوا و جنجال به پایان نرسید و ارسطو با نقی و بهتاش به صورت خیلی شدید دعوا کرد. از آنجایی که همه در حال بحث سر موضوعات پیش آمده بودن سارا و نیکا آنها را مطلع کرد که راننده بالن مرده است و آنها در خطر مرگ گرفتار شدن و پس از مدتی که گاز بالن به پایان رسید به دریا افتادن.