
سریال پایتخت 5 قسمت 10
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 10
در سریال پایتخت 5 قسمت 10 بعد از اینکه بهتاش و رحمان رحیم پول های ارسطو از صندوق امانات هما دزیدین حالا فهیمه و رحمت نگران دیر کردن این سه نفر شدند و کم کم اعضای دیگر خانواده هم بعد از اینکه رحمت و فهیمه در هتل نبودن متوجه این قضیه شدن و رفتن پیش آن ها و از آنجایی که فکر میکردن این سه نفر به تفریح و گردش رفتن تصمیم گرفتن که حالا که از خواب پاشدن آنها هم به تفریح برن که ارسطو از هما میخواد پولی که بهش دادرو بیاره که هما زمانی که میره پولو بیاره متوجه دزدی بهتاش می شود.
بعد از اتفاقاتی که افتاد حالا خانواده معمولی در تلاش هستند که موضوع پیش آمده را ارسطو نفهمه و هر چقدر که ارسطو قصد دارد آنها را به مکان های تفریحی و رستوران ببرد اما مورد مخالفت آنها قرار میگرد تا زمانی که نقی با یک دوست نه چندان آشنا رو به رو میشه که تا حدی مشکلات به وجود آمده برای نقی حل میکنه و آنها را بدون هزینه به مکان های تفریحی ترکیه می برد ولی همچنان آنها باید موضوع دزدی پول را هرچه زودتر به ارسطو بگن.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 10
در ابتدای این قسمت از سریال پایتخت بهتاش و رحمان رحیم که پول ارسطو دزدیده بودن تا باهاش به اروپا برن ازشون میدزدن و با شرایط بد جسمی به هتل برمیگردن که در بدو ورود هما آنها را میبینه، نقی از کاری که آنها کردن با خبر شده بود میخواست آنها را تنبیه کند که فرار کردند و سر و صدا تا حدی زیاد شده بود که مسئول هتل در آستانه زنگ زدن به پلیس بود در همین راستا ارسطو از راه میرسه و از اونجایی که از قضیه دزدی پول ها خبر نداره از کار هایی که نقی راجب بهتاش میکنه شاکی میشه و از اون میخواد که کمی دوستانه تر رفتار کنه در آخر این سه نفر که فرار کرده بودن به دستشویی به بیرون میاره و با درخواستی که بهتاش کرد آنها را به اتاق خودش میبره تا پیش نقی نرن.
خانواده معمولی بعد از اینکه تمامی پولی که ارسطو میخواست برای سفر خرج کنه دزدیده شده بود حالا باید بدون هیچ تفریحی و حتی بدون گرفتن یک تاکسی سفر خودشون را ادامه میدادن که دوست نقی که در فینال کشتی اونو برده بود به اسم مهمت را میبینه و آنها را از اون وضعیتی که داشتن نجات میده. مهمت از وضعیت مالی بسیار خوبی برخورد دار بود و آنها را به رستوران خودش برد و از آنها به صرف نهار پذیرایی کرد و حین آماده شدن نهار نقی تک تک خانواده خودش را معرفی کرد که مورد توجه مهمت قرار گرفت در آخر مهمت آنها را به یک مرکز تفریحی برد تا بالن سوار بشن در حال سوار شدن بالن نقی مانع سوار شدن بهتاش و رحمان رحیم شد که با پافشاری فهیمه در آخرین لحظات بهتاش هم سوار بالن شد.
نکات برجسته سریال پایتخت 5 قسمت 10
در سریال پایتخت 5 قسمت 10 بعد از اینکه بهتاش و رحمان رحیم پول های ارسطو از صندوق امانات هما دزیدین حالا فهیمه و رحمت نگران دیر کردن این سه نفر شدند و کم کم اعضای دیگر خانواده هم بعد از اینکه رحمت و فهیمه در هتل نبودن متوجه این قضیه شدن و رفتن پیش آن ها و از آنجایی که فکر میکردن این سه نفر به تفریح و گردش رفتن تصمیم گرفتن که حالا که از خواب پاشدن آنها هم به تفریح برن که ارسطو از هما میخواد پولی که بهش دادرو بیاره که هما زمانی که میره پولو بیاره متوجه دزدی بهتاش می شود.
بعد از اتفاقاتی که افتاد حالا خانواده معمولی در تلاش هستند که موضوع پیش آمده را ارسطو نفهمه و هر چقدر که ارسطو قصد دارد آنها را به مکان های تفریحی و رستوران ببرد اما مورد مخالفت آنها قرار میگرد تا زمانی که نقی با یک دوست نه چندان آشنا رو به رو میشه که تا حدی مشکلات به وجود آمده برای نقی حل میکنه و آنها را بدون هزینه به مکان های تفریحی ترکیه می برد ولی همچنان آنها باید موضوع دزدی پول را هرچه زودتر به ارسطو بگن.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 10
در ابتدای این قسمت از سریال پایتخت بهتاش و رحمان رحیم که پول ارسطو دزدیده بودن تا باهاش به اروپا برن ازشون میدزدن و با شرایط بد جسمی به هتل برمیگردن که در بدو ورود هما آنها را میبینه، نقی از کاری که آنها کردن با خبر شده بود میخواست آنها را تنبیه کند که فرار کردند و سر و صدا تا حدی زیاد شده بود که مسئول هتل در آستانه زنگ زدن به پلیس بود در همین راستا ارسطو از راه میرسه و از اونجایی که از قضیه دزدی پول ها خبر نداره از کار هایی که نقی راجب بهتاش میکنه شاکی میشه و از اون میخواد که کمی دوستانه تر رفتار کنه در آخر این سه نفر که فرار کرده بودن به دستشویی به بیرون میاره و با درخواستی که بهتاش کرد آنها را به اتاق خودش میبره تا پیش نقی نرن.
خانواده معمولی بعد از اینکه تمامی پولی که ارسطو میخواست برای سفر خرج کنه دزدیده شده بود حالا باید بدون هیچ تفریحی و حتی بدون گرفتن یک تاکسی سفر خودشون را ادامه میدادن که دوست نقی که در فینال کشتی اونو برده بود به اسم مهمت را میبینه و آنها را از اون وضعیتی که داشتن نجات میده. مهمت از وضعیت مالی بسیار خوبی برخورد دار بود و آنها را به رستوران خودش برد و از آنها به صرف نهار پذیرایی کرد و حین آماده شدن نهار نقی تک تک خانواده خودش را معرفی کرد که مورد توجه مهمت قرار گرفت در آخر مهمت آنها را به یک مرکز تفریحی برد تا بالن سوار بشن در حال سوار شدن بالن نقی مانع سوار شدن بهتاش و رحمان رحیم شد که با پافشاری فهیمه در آخرین لحظات بهتاش هم سوار بالن شد.