
سریال پایتخت 5 قسمت 7
درباره سریال پایتخت 5 قسمت 7
در سریال پایتخت 5 قسمت 7 ادامه ماجرا سفر خانواده معمولی به ترکیه پیگیری می شود. خانواده معمولی بعد از کلی کش و مکش بالاخره به فرودگاه رسیدند و باید وسیله هایشان را تحویل بدهند و گیت عبور کنند در هنگام عبور از گیت تصادفی که چند وقت پیش برای این خانواده افتاد برایشان دردسر درست می کند و باعث می شود عبور آنها از گیت با چالش رو به رو بشه.
در ادامه که رحمت رفته بود از ارسطو خروجی ها را بگیرد ناگهان با نقی با پنجعلی رو به میشوند که رحمت سراسیمه به ارسطو میگه که بره تا نقی اون را نبینه و سفر بهم نریزه در نهایت نقی اونو نمیبینه ولی بعد از اینکه نقی به نمازخانه میره و ارسطو هم آن را دنبال می کند با صحنه ای از نقی مواجه می شود که بسیار آن را شوک زده می کند در حدی که به رحمت می گوید که سفر کنسل کند و برگردن علی آباد که با مخالفت رحمت رو به رو میشه.
بعد از کلی اتفاق بالاخره خانواده معمولی سوار هواپیما شدند زمانی که میخواستن هرکدام از آنها سر جایشان بشینن جای انتخاب شده برای هر کدام لحظات طنزی ساخته بود و در کنارش چالش های زیادی برای خانواده معمولی به وجود آورده بود.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 7
در ابتدای این قسمت خانواده معمولی به فرودگاه رسیدند زمانی که میخواستن از گیت عبور کنند اتفاقات طنز زیادی رخ داد از جمله صدا کردن محافظ گیت بخاطر پلاتین هایی که از تصادفی که چند وقت پیش کردن در بدنشان قرار داشت و بهتاش برای اینکه نقی نفهمه سیگار میکشه سیگارشو داخل وسیله مسافر دیگه ای قرار داد و برای آن دردسر درست کرد.
در ادامه که نقی و پنجعلی به سرویس بهداشتی رفته بودن و بعد از آن میخواستن برن نمازخانه در سر راه با رحمت و ارسطو روبه شدن که رحمت نگذاشت نقی و ارسطو همو ببینن و ارسطو خیلی سریع اون مکان ترک کرد و به دنبال نقی به نمازخانه رفت بعد داخل نمازخانه چیز هایی شنید که باعث شد به نقی برای خیانت کردن به خانوادش شک کند، نقی در حال صحبت کردن با کارمند بوتیک ارسطو بود و با توجه به صحبت هایی که از نقی شنید فکر های بدی به سرش زد و به شدت عصبانی شد و سریع این موضوع به رحمت گفت و رحمت باور نمی کرد در نتیجه تصمییم گرفتن که اگر این داستان درست باشد در ترکیه به نقی این قضیه بگن و جلوی آن را برای انجام این کار بگیرن.
بعد از اتفاقاتی که افتاد سوار هواپیما شدن از آنجایی که خانواده معمولی اولین بار بود سوار هواپیما میشدن کار هایی انجام میدادن که مناسب محیط هواپیما نبود و همین کار ها لحظات طنزی را برای مخاطب به ارمغان می آورد و یکی از لحظات نشستن یک مرد عرب زبان و هیکلی بین هما و نقی بود که وجود این شخص باعث میشد اکت های جالبی از نقی سر بزند.
درباره سریال پایتخت 5 قسمت 7
در سریال پایتخت 5 قسمت 7 ادامه ماجرا سفر خانواده معمولی به ترکیه پیگیری می شود. خانواده معمولی بعد از کلی کش و مکش بالاخره به فرودگاه رسیدند و باید وسیله هایشان را تحویل بدهند و گیت عبور کنند در هنگام عبور از گیت تصادفی که چند وقت پیش برای این خانواده افتاد برایشان دردسر درست می کند و باعث می شود عبور آنها از گیت با چالش رو به رو بشه.
در ادامه که رحمت رفته بود از ارسطو خروجی ها را بگیرد ناگهان با نقی با پنجعلی رو به میشوند که رحمت سراسیمه به ارسطو میگه که بره تا نقی اون را نبینه و سفر بهم نریزه در نهایت نقی اونو نمیبینه ولی بعد از اینکه نقی به نمازخانه میره و ارسطو هم آن را دنبال می کند با صحنه ای از نقی مواجه می شود که بسیار آن را شوک زده می کند در حدی که به رحمت می گوید که سفر کنسل کند و برگردن علی آباد که با مخالفت رحمت رو به رو میشه.
بعد از کلی اتفاق بالاخره خانواده معمولی سوار هواپیما شدند زمانی که میخواستن هرکدام از آنها سر جایشان بشینن جای انتخاب شده برای هر کدام لحظات طنزی ساخته بود و در کنارش چالش های زیادی برای خانواده معمولی به وجود آورده بود.

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 7
در ابتدای این قسمت خانواده معمولی به فرودگاه رسیدند زمانی که میخواستن از گیت عبور کنند اتفاقات طنز زیادی رخ داد از جمله صدا کردن محافظ گیت بخاطر پلاتین هایی که از تصادفی که چند وقت پیش کردن در بدنشان قرار داشت و بهتاش برای اینکه نقی نفهمه سیگار میکشه سیگارشو داخل وسیله مسافر دیگه ای قرار داد و برای آن دردسر درست کرد.
در ادامه که نقی و پنجعلی به سرویس بهداشتی رفته بودن و بعد از آن میخواستن برن نمازخانه در سر راه با رحمت و ارسطو روبه شدن که رحمت نگذاشت نقی و ارسطو همو ببینن و ارسطو خیلی سریع اون مکان ترک کرد و به دنبال نقی به نمازخانه رفت بعد داخل نمازخانه چیز هایی شنید که باعث شد به نقی برای خیانت کردن به خانوادش شک کند، نقی در حال صحبت کردن با کارمند بوتیک ارسطو بود و با توجه به صحبت هایی که از نقی شنید فکر های بدی به سرش زد و به شدت عصبانی شد و سریع این موضوع به رحمت گفت و رحمت باور نمی کرد در نتیجه تصمییم گرفتن که اگر این داستان درست باشد در ترکیه به نقی این قضیه بگن و جلوی آن را برای انجام این کار بگیرن.
بعد از اتفاقاتی که افتاد سوار هواپیما شدن از آنجایی که خانواده معمولی اولین بار بود سوار هواپیما میشدن کار هایی انجام میدادن که مناسب محیط هواپیما نبود و همین کار ها لحظات طنزی را برای مخاطب به ارمغان می آورد و یکی از لحظات نشستن یک مرد عرب زبان و هیکلی بین هما و نقی بود که وجود این شخص باعث میشد اکت های جالبی از نقی سر بزند.