خلاصه داستان

درباره سریال پایتخت 5 قسمت 6

در سریال پایتخت 5 قسمت 6 داستان آماده شدن خانواده معمولی برای رفتن به سفر ترکیه ادامه دارد قبل از اینکه رحمت با نقی برای رفتن به سفر ترکیه صحبت کند در مراسم ختنه سرون بهروز پیش فامیل ها این موضوع مطرح کرده بود و آنها از رفتن به سفر ترکیه به صورت رایگان بسیار استقبال کردن حالا در این نقطه حضور آنها جای خانواده معمولی را پر کرده و نقی و رحمت برای حل این مشکل باید کاری بکنند.

بهتاش فکر شومی در سر دارد و می خواهد کاری را بدون گفتن به خانوادش آن هم به صورت خلاف انجام دهد و در این داستان رحمان رحیم بردران رحمت هم حضور دارند و ممکن است در قسمت های آینده این سه نفر برای خانواده معمولی مشکلی ایجاد بکنند و سفر تفریحی آن هارا خراب کنند.

بعد از اینکه نقی و رحمت توانستن با دروغ و کلک فامیل از اومدن به ترکیه منصرف کنن حالا نوبت به راضی کردن ارسطو رسیده تا قبول کند تا به جای فامیل خانواده نقی آنها را در این سفر همراهی کند در ابتدا رحمت با دروغ گفت که فامیل خودشون نمیخوان در این سفر شرکت کنند و ارسطو ناچارا پذیرفت که خانواده معمولی آنها را در این سفر همراهی کنند.

سریال پایتخت 5 قسمت 6

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 6

در ابتدای این قسمت از سریال پایتخت رحمت بعد از اینکه نقی به خانوادش گفته بود که قراره به سفر ترکیه برن گفت که رفتن آنها معمول نیست و باید فامیل هایی که قبلا جای آنها ثبت نام کردند را کنسل کنند بعد خانواده معمولی جایگزین آنها کنند برای همین نقشه کشیدن که برن مغازه رحمت و زمانی که فامیل در آنجا حضور دارن که کارای رفتنشون درست کنن اخبار روشن کنن و به دروغ بگن که ترکیه امن نیست و کودتا شده و با این دروغ فامیل منصرف کنن و در این کار هم موفق بودن بعد از آن یک کار دیگه مانده بود آن هم راضی کردن ارسطو بود که رحمت به اون گفت فامیل ها از اومدن به ترکیه پشیمان شدن و چاره ای نداری جز اینکه خانواده نقی با خودت ببری که ارسطو مجبور شد قبول کند.

در ادامه اینکه تمامی کار های سفر خانواده معمولی به خوبی پیش رفت حالا نوبت به این رسید بود تا تمامی وسیله های خود را جمع کنند و بهروز،خانه و کار نقی به یک نفر مطمئن بسپارن که نقی به داداش خودش تقی زنگ زد تا بیاد و راجب این موضوع باهاش صحبت کند. بعد از اومدن تقی، نقی ابتدا با دروغ اینکه میخواد به تهران بره تا کار های فهیمه انجام بده سعی کرد تقی گول بزنه که در کارش موفق بود و آنها بالاخره با خانواده راهیه ترکیه شدند و در هنگام رفتن اتفاقات طنز قابل توجهی افتاد تا مخاطب هنگام دیدن این قسمت لحظات شادی را سپری کند

دیدگاه‌ها