خلاصه داستان

درباره سریال پایتخت 5 قسمت 3

در سریال پایتخت 5 قسمت 3 ادامه قسمت های گذشته پی گیری می شود که این قسمت با لحظه بر ملا شدن راز فهیمه شروع می شود بهتاش با عصبانیت زیاد به خانه برمیگرده و نقی که از برخورد بهتاش شاکی میشه و ازش میخواد که درست رفتار کنه و بهتاش میاد دلیل ناراحتیش میگه و از رازی که مادرش از اون پنهان کرده برای نقی تعریف میکنه و نقی خودشو از قضیه بی اطلاع میدانه و باعث میشه عصبانیت بهتاش دو چندان شود و در نهایت هما که از همه چی خبر داشته برای نقی و بهتاش داستان توضیح میده.

رحمت که در خانه ارسطو بود برای خود و برادراش رویا بافی میکنه که در آینده بره و برای رحمان و رحیم سارا نیکا را خواستگاری کنه و حتی لحظه عروسی این دوقلو هارو تصور میکنه و با رقص مارندرانی که انجام میده لحظه شاد و طنزی به این سکانس میده و در ادامه با مخالفت شدید ارسطو رو به رو میشه و ارسطو با لفظ اینکه نقی جنازه دختر هاشو به دوش برادرات نمیندازه تلاش میکنه که رحمت از این کار منصرف کنه.

در ادامه لحظه ای که جریان داستان به سمت و سوی جدید میبره فرا میرسه و ارسطو بخاطر اینکه جنس هایی که از ترکیه قرار بود برای بوتیکش بیاد برگشت میخوره و خودش باید بره لباس ها رو از ترکیه بیاره و نیاز به تعدادی افرادی که شک برانگیز نباشن نیاز داره این کار رو به رحمت میسپاره تا در مراسمی که خانه نقی گرفته میشه برای بهروز پیش فامیل مطرح کنه و افرادی که حاضرن این سفرو شرکت کنن را پیدا کنه.

سریال پایتخت 5 قسمت 3

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 3

در این قسمت از سریال پایتخت 5 بهتاش متوجه میشه که مادرش پولی که بخاطر مرگ بهبود قرار بود جنگل بانی به خانواده فریبا بده را فهیمه گرفته و بعد از برگشت به خانه این قضیه مطرح میکنه و میفهمه مادرش این پول را گرفته و در ساختمان پلاسکو سرمایه گذاری کرده و اون ساختمان هم بر اثر آتش سوزی سوخته و پولی که از مسلمان میخواستن از بین رفته ولی فهمیه از اون فقط یک چک داره که بهتاش میخواد اونو از فهمیه بگیره و ببره پول کنه.

در ادامه رحمت میخواد برای رحمان و رحیم سارا نیکارو خواستگاری کنه که ارسطو به اون هشدار میده که انجام این کار میتونه برای اون عواقب بسیار بدی داتشه باشه و سعی میکنه با توجه به اخلاقی که نقی داره و حساسیتش روی دختراش رحمت از این کار پشیمون کنه در ادامه این صحبت ها از ترکیه با ارسطو تماس میگیرن و به اون میگن لباس هایی که برای بوتیکش میخواسته برگشت خورده و دیگه اون لباس ها از ترکیه براش نمیاد.

در ادامه ارسطو به 10 الی 12 نفر نیاز داره که اونارو به ترکیه ببره تا لباس هاشو براش بیارن و سردرگمه که چطور این افراد پیدا کنه که رحمت به اون پیشنهاد میده که میتونه از فامیل برای این کار استفاده کنه و ارسطو این قضیه قبول میکنه و در مهمانی ختنه سوران بهروز پیش فامیل این قضیه مطرح کنه که با استقبال شدید آنها روبه رو میشه و قرار آنها ارسطو در این سفر همراهی کنن.

دیدگاه‌ها