خلاصه داستان

درباره سریال پایتخت 5 قسمت 1

در سریال پایتخت 5 قسمت 1 با حال هوای همیشگی این سریال شروع شد و بعد از فصل گذشته این سریال که راجب رئیس شورا شهر شدن هما وساختن خانه غیر قانونی فهمیه و ارسطو بود حالا این فصل داستان متفاوتی را روایت می کند. سریال پایتخت 5 با حضور تمامی بازیگر های فصل گذشته و با اضافه شدن بهرام افشاری به عنوان نقش بهتاش پسر فهیمه دنبال می شود.

در ابتدای این قسمت قرار است ارسطو برای ماشینی که خریده به خانواده معمولی شیرینی بدهد و در حالی که در حال رفتن به شهر با شاسی بلند ارسطو برای خوردن آب هویج و بستنی بودن خانواده معمولی بحث های متفاوتی میکردن که نوید یک فصل بسیار طنز و خنده دار را به مخاطب می داد.

در ادامه که ارسطو میخواست آپشن های ماشینش را به نقی نشان دهد و به اون پز بدهد مادرش به اون زنگ میزنه و همه در حال صحبت با او بودن که با یک گاو رو به رو می شوند ارسطو که داخل ماشین به حال چهار زانو نشسته بود نتونست ماشین را کنترل کند و با ماشین به پرتگاه رفت که همین اتفاق داستان این فصل را شکل می دهد و مخاطب نشان می دهد که یه فصل متفاوت و طنز در انتظارش است.

سریال پایتخت 5 قسمت 1

خلاصه داستان سریال پایتخت 5 قسمت 1

ارسطو با شاسی بلندی که به تازگی خریده بود به دنبال خانواده معمولی میره تا آنها را به صرف آب هویج و بستنی به شهر ببره و شیرینی ماشین جدیدش را بدهد در مسیر بحث های زیادی شد که در این میان کار بهتاش مطرح شد که اون ادعا می کرد که کاری نبوده که بره انجام بده ولی فهیمه به او می گوید که کار جنگل بانی که بخاطر پدرش به او داده بودن را باید میرفت اما بهداشت برای پولی که جنگل بانی قرار بود برای فوت بهبود به خانواده فریبا نقشه کشیده بود و میخواست با اون پول کاری راه بندازد که فهیمه قبول نمی کرد.

در ادامه رحمت به ارسطو زنگ میزنه و از اون میخواد که شاسی بلند را برای چند ساعت به اون قرض بده ولی ارسطو با جواب اینکه من ماشین به عزیزترین کس زندگی هم نمیدم چالش جدیدی بین خودش و نقی درست میکنه و نقی منظور از اون عزیزترین کس خودش برداشت میکنه و فکر میکنه که ارسطو ماشین را نمیخواد به اون بده و بحث های همیشگی ارسطو و نقی در این فصل از سریال پایتخت هم ادامه دارد.

مهم ترین بخش این قسمت از جایی شروع می شود که ارسطو تصمیم می گیرد تا آپشن های ماشینش را به رخ خانواده معمولی بکشد و در همین حین مادر ارسطو باهاش تماس میگیره و آنها در حل صحبت کردن با اون بودن که ارسطو در جاده یک گاو می بیند و نمی تواند ماشین ار کنترل کند و با دره پرت می شوند که زمینه ادامه داستان این فصل را شکل می دهد.

بعد از آن تصادف رحمت که آرایشگر شده در این فصل به مراسم سال بهبود میخواهد برود در انجا ارسطو را می بیند و رحمت می خواد اونو راضی کنه که به داخل مجلس نیاید زیرا بعد از اون تصادف نقی حسابی به خاطر آسیبی که خانوادش زده از دست او بسیار شاکی است و حتی حاضر نیست که او را ببیند.

دیدگاه‌ها