خلاصه داستان

 

خلاصه داستان سریال در و تخته قسمت 4

سریال در و تخته قسمت 4 با ادامه نگرانی صادق خسروجردی و محمود رحمانی پس از مشخص شدن حقیقت جابه‌جایی نوزادان آغاز می‌شود. حالا که هر دو می‌دانند رضا و نرگس فرزندان بیولوژیکی آن‌ها نیستند، بزرگ‌ترین دغدغه‌شان مسئله محرمیت و حفظ آرامش خانواده‌هاست. صادق معتقد است بهترین راه این است که رضا و نرگس هرچه زودتر با یکدیگر ازدواج کنند تا بدون فاش شدن حقیقت برای همسران و فرزندانشان، این مشکل برای همیشه حل شود. اما محمود با این تصمیم مخالفت می‌کند و می‌گوید آن‌ها هنوز برای ازدواج بسیار کم‌سن هستند و نباید آینده‌شان را بدون رضایت خودشان تعیین کرد.

گفت‌وگوی طولانی دو پدر ادامه پیدا می‌کند و صادق حتی پیشنهاد می‌دهد دست‌کم با جاری شدن صیغه محرمیت، مشکل شرعی برطرف شود، اما محمود این راه‌حل را نیز نمی‌پذیرد. در جریان صحبت‌ها، هر دو برای نخستین بار عکس فرزند واقعی خود را در تلفن همراه یکدیگر می‌بینند. محمود با دیدن تصویر رضا، متوجه می‌شود همان جوانی که پیش‌تر با او روبه‌رو شده بود، در واقع پسر واقعی خودش است و از این حقیقت به شدت احساساتی می‌شود. صادق نیز با دیدن عکس نرگس، بیش از گذشته دلتنگ دختر واقعی‌اش می‌شود و هر دو ناچار می‌شوند واقعیت تلخ جابه‌جایی فرزندان را بپذیرند.

در پایان قسمت، اختلاف نظر دو پدر به اوج می‌رسد. صادق، محمود را به ترس از قضاوت دیگران متهم می‌کند و معتقد است نباید آینده فرزندان را قربانی حرف مردم کرد، اما محمود همچنان بر این باور است که هیچ‌کس حق ندارد بدون نظر رضا و نرگس برای زندگی آن‌ها تصمیم بگیرد. با وجود این اختلاف، صادق تصمیم می‌گیرد برای گرفتن اجازه خواستگاری تلاش کند و همین تصمیم، زمینه‌ساز اتفاقات قسمت بعدی سریال می‌شود.

سریال در و تخته قسمت 4
 

دیدگاه‌ها