
سریال در و تخته قسمت 2
خلاصه داستان سریال در و تخته قسمت 2
سریال در و تخته قسمت 2 مستقیماً ادامه شوک بزرگ پایان قسمت اول است. صادق خسروجردی و محمود رحمانی پس از شنیدن اعتراف تکاندهنده یکی از کارکنان قدیمی بیمارستان، با این احتمال روبهرو میشوند که هنگام زلزله و آشفتگی بیمارستان، نوزادانشان به اشتباه جابهجا شده باشند. آنها تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانوادهها، آزمایش DNA انجام دهند تا حقیقت را مشخص کنند.
در مسیر بازگشت، هر دو پدر سعی میکنند رفتار عادی خود را حفظ کنند، اما ذهنشان مدام درگیر این احتمال است که فرزندی را 17 سال بزرگ کرده باشند که از نظر ژنتیکی متعلق به خانواده دیگری است. صادق که همیشه آرزوی داشتن دختر را داشته، ناخواسته شباهتهای ظاهری رضا را با محمود مقایسه میکند و حتی رفتارهایش نیز تحت تأثیر این تردید قرار میگیرد. از سوی دیگر محمود نیز با نگاه کردن به آلبومهای قدیمی و عکسهای نرگس، مدام به شباهتهای خانوادگی فکر میکند و نمیتواند این موضوع را از ذهنش بیرون کند.
هر دو خانواده همچنان از ماجرا بیخبر هستند و زندگی روزمرهشان با لحظات طنز ادامه پیدا میکند. صادق در تعمیرگاه نیز تمرکز همیشگی خود را ندارد و دوست و شاگردش پرویز متوجه تغییر رفتار او میشوند، اما علت این آشفتگی را نمیدانند. در خانه نیز صادق نیمهشب برای ابراز محبت به پسرانش بالای سر آنها میرود، اما سوءتفاهمی خندهدار باعث میشود همه تصور کنند اتفاقی ترسناک رخ داده است.
در سوی دیگر، محمود تلاش میکند بدون جلب توجه، نمونه ناخن نرگس را به بهانه انجام یک آزمایش شیمی تهیه کند. همسر محمود، از دلیل اصلی این کار اطلاعی ندارد و محمود نیز برای جلوگیری از ایجاد استرس، حقیقت را از او پنهان میکند.
سرانجام صادق و محمود به آزمایشگاه میروند و نمونههای لازم را تحویل میدهند. با وجود ترس شدید صادق از خونگیری، آزمایش انجام میشود و به آنها گفته میشود که نتیجه همان روز آماده نخواهد شد. اکنون هر دو پدر باید روزهای سخت انتظار را سپری کنند؛ انتظاری که میتواند زندگی دو خانواده را برای همیشه تغییر دهد.
قسمت دوم بیش از هر چیز روی آشفتگی روانی دو پدر، تلاش آنها برای مخفی نگه داشتن حقیقت از اعضای خانواده و ایجاد تعادل میان فضای احساسی و طنز داستان تمرکز دارد و مخاطب را برای آشکار شدن نتیجه آزمایش DNA در قسمتهای بعدی آماده میکند.

خلاصه داستان سریال در و تخته قسمت 2
سریال در و تخته قسمت 2 مستقیماً ادامه شوک بزرگ پایان قسمت اول است. صادق خسروجردی و محمود رحمانی پس از شنیدن اعتراف تکاندهنده یکی از کارکنان قدیمی بیمارستان، با این احتمال روبهرو میشوند که هنگام زلزله و آشفتگی بیمارستان، نوزادانشان به اشتباه جابهجا شده باشند. آنها تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانوادهها، آزمایش DNA انجام دهند تا حقیقت را مشخص کنند.
در مسیر بازگشت، هر دو پدر سعی میکنند رفتار عادی خود را حفظ کنند، اما ذهنشان مدام درگیر این احتمال است که فرزندی را 17 سال بزرگ کرده باشند که از نظر ژنتیکی متعلق به خانواده دیگری است. صادق که همیشه آرزوی داشتن دختر را داشته، ناخواسته شباهتهای ظاهری رضا را با محمود مقایسه میکند و حتی رفتارهایش نیز تحت تأثیر این تردید قرار میگیرد. از سوی دیگر محمود نیز با نگاه کردن به آلبومهای قدیمی و عکسهای نرگس، مدام به شباهتهای خانوادگی فکر میکند و نمیتواند این موضوع را از ذهنش بیرون کند.
هر دو خانواده همچنان از ماجرا بیخبر هستند و زندگی روزمرهشان با لحظات طنز ادامه پیدا میکند. صادق در تعمیرگاه نیز تمرکز همیشگی خود را ندارد و دوست و شاگردش پرویز متوجه تغییر رفتار او میشوند، اما علت این آشفتگی را نمیدانند. در خانه نیز صادق نیمهشب برای ابراز محبت به پسرانش بالای سر آنها میرود، اما سوءتفاهمی خندهدار باعث میشود همه تصور کنند اتفاقی ترسناک رخ داده است.
در سوی دیگر، محمود تلاش میکند بدون جلب توجه، نمونه ناخن نرگس را به بهانه انجام یک آزمایش شیمی تهیه کند. همسر محمود، از دلیل اصلی این کار اطلاعی ندارد و محمود نیز برای جلوگیری از ایجاد استرس، حقیقت را از او پنهان میکند.
سرانجام صادق و محمود به آزمایشگاه میروند و نمونههای لازم را تحویل میدهند. با وجود ترس شدید صادق از خونگیری، آزمایش انجام میشود و به آنها گفته میشود که نتیجه همان روز آماده نخواهد شد. اکنون هر دو پدر باید روزهای سخت انتظار را سپری کنند؛ انتظاری که میتواند زندگی دو خانواده را برای همیشه تغییر دهد.
قسمت دوم بیش از هر چیز روی آشفتگی روانی دو پدر، تلاش آنها برای مخفی نگه داشتن حقیقت از اعضای خانواده و ایجاد تعادل میان فضای احساسی و طنز داستان تمرکز دارد و مخاطب را برای آشکار شدن نتیجه آزمایش DNA در قسمتهای بعدی آماده میکند.










