خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت33 : نسرین به در اتاق سیمین رفته و قصد دارد ببینتش که در را باز نمی کند و می گوید فرنگ خانم راست می گوید من و شهاب به هم نمی خوریم. همه سر سفره شام نشسته اند و پگاه می خواهد برایش غذا ببرد که نسریم می گوید....

دیدگاه‌ها