خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت15: سیمین لباس عروسش را درآورده و با دیدمش اشک می ریزد، نسرین که ناراحت از بد صحبت کردن با او است عذر خواهی می کند اما سیمین، پگاه و دانیال را بدون هیچ حرفی با خودش می برد.حبیب و پسری که گویا خاطرخواه خواهرش است با هم درباره...

دیدگاه‌ها