خلاصه داستان
بچه مهندس1 - قسمت24 ، صدیقه خانم که حالش بد شده دربیمارستان است و سکته را رد کرده . جواد که در خانه اقای عباسی میرود و می گوید من آمدم پیش شما بمونم و بچه شما بشم، جواد ازمژگان می پرسد که اینجا بهت خوش میگذره ؟ آقای عباسی به همسرش می گوید که باید جواد را ....

دیدگاه‌ها