خلاصه داستان
بچه مهندس1 - قسمت4 قدرت شهید شده و6 سال گذشته حالا جواد جوادی بزرگ ترشده و هر روز جلو در پرورشگاه منتظر مادرش میشینه ،آقا کریم هم از آسیه خانم خوشش می آید ولی نمیتواند به او بگوید . اقای همت هم مربی جدید پرورشگاه به خانه خورشید می آید و جلو در با جواد روبرو میشود و ...

دیدگاه‌ها